April 13, 2016 at 11:19PM

۱- از صبح که چشم باز کرده‌ایم به این روز نکبت، با خودمان گفته‌ایم که نمی‌گذاریم اعصابمان را خراب کند باخت امشب بارسلونا. گفته‌ایم به خودمان حیف است سر نرون‌های بیچاره‌مان را رنده کنیم برای تیمی که دیگر آنی نیست که زمانی. از خودمان قول گرفته‌ایم و خط، که واقع‌بین باشیم و روند تیم را ببینیم، که یادمان نرود هرگز کسی نتوانسته دو فصل پیاپی قهرمان این لیگ سهمگین شود، که بارسا در وضعیت نزدیک به بحرانی است و شانس زیادی ندارد برابر دفاع وحشتناک آتلتیکو، که اوضاع عقب تیم‌مان گهی‌تر است از کون بیشتر نماینده‌های مجلس. باز هم نمی‌توانیم به خودمان مسلط باشیم. باز هم عصبانی هستیم از این اوضاع و فصلی که ممکن است بی‌جام تمام شود.
۲- بگذارید از آن ته شروع کنیم. از ترستگن. از آنی که به هزار امید آمد و ممکن است آخرین بازی‌اش را کرده باشد برای بارسا. دروازه‌بانی که انگار برای بارسلونا ساخته شده و نقش لیبرو/سوییپر، و هر از گاهی جاگیری‌هایی می‌کند که باید در کلاس‌های ویژه به دروازه‌بانان تازه‌کار تدریس شود تا یاد بگیرند چگونه می‌شود از لیگ قهرمانان حذف شد. برای ماندن در بارسا، نیاز دارد به یاد گرفتن زیاد.
۳- دنی آلوز. مدتهاست که تمام شده است و «پت‌پت رنجور شمعی در جوار مرگ»، آن‌گونه که اخوان می‌گوید. از هزار و صد سانتر اخیرش، دو تا منجر به موقعیت خطرناک یا گل شده. او سمت راست بارسا را یک‌تنه فلج کرده بود. هنوز هم کسی را به جایش نداریم. حالا شاید سرجی روبرتو را.
۴- پیکه و ماسچرانو، به اندازه کافی خوبند و بوده‌اند. هیچ کدام را نمی‌شود از تیم کنار گذاشت.
۵- آلبا. دوندگی مفرط و خستگی مطلق. آن که تلاش می‌کند تا بمیرد، ولی هرگز به هیچ جا نمی‌رسد. دیگر سر و پاهایش در یک فضا نیستند. اشتباه او، تیم را به کشتن داد. هیچ کس را به جایش نداریم.
۶- سرجیو بوسکتس. اصلا در دنیا کسی را به خوبی او نداریم. همه نیمه اول را اسیر دو بازیکن حریف بود و برایمان بسیار عجیب است که زودتر به وسط دفاع نرفت تا بتواند راحت‌تر بازی‌سازی کند و دو دفاع کناری را به میانه زمین بفرستد. شاید تنها سرجی روبرتو را به جایش داشته باشیم.
۷- راکیتیچ. کمرنگ‌ترین بازیکن بارسا تا قبل از دقیقه پنجاه. عملا ده دقیقه دیدیمش و بعد هم تعویض شد. فکر می‌کردیم که به جایش توران را داشته باشیم و سرجی روبرتو را، ولی بازی‌های قبلی نشان دادند که هنوز جای او را کسی نمی‌تواند بگیرد.
۸- اینیستا. دیگر واقعا کسی را به جای او نداریم. تنها منبع خیر تیم. چشمه‌ بی‌پایان. کورنوکوپیا. نعمت مطلق. تنها کسی که رقصید از میان بازیکنان حریف و رقصاندشان به دور خود. تنها به جا مانده از دورانی طلایی، که هنوز جادویش را از دست نداده. نمی‌دانیم چرا داور اخراجش نکرد، ولی می‌دانیم که اگر ما هم به جای داور بودیم، دلمان نمی‌آمد که بگذاریم او از زمین بیرون برود.
۹- نیمار. منبع احساسات متناقض. نمی‌دانیم امشب چه کرد، ولی انگار فکرش بیشتر پی فوتبال نبود و می‌خواست گودین و خوان‌فران را اخراج کند. می‌دانید که به جای او هم کسی را نداریم.
۱۰- سوارز. او نمی‌تواند نقشی کمتر از قهرمان داشته باشد. یا قهرمان تیمش است و یا قهرمان تیم حریف. امشب هر چه کرد، بیهوده بود و درست لحظاتی که می‌توانست بازی را تمام کند، خواب بود. مونیر به عنوان جانشین او، شوخی بزرگی است.
۱۱- و لیونل مسی. فاجعه‌ای که چند بازی پیش شروع شده بود، امشب به اوجش رسید و او حتی یک پاس کلیدی نداد و حتی یک شوت به چهار چوب نداشت. نزدیک دروازه حریف، چنان بی‌رنگ و بی‌رمق بود که انگار طلسمش کرده باشند. نمی‌دانیم چرا به گوش راست باز نمی‌گردانندش و چرا در آن همه تراکم میانه دفاع آتلتیکو، باز هم او را آن وسط گذاشته‌اند. دیوانه‌مان کرد امشب.
۱۲- توران و روبرتو که به زمین آمدند، چند دقیقه‌ای امیدوار شدیم. گفتیم شاید که شانس و اتفاق، دست به دست هم بدهند و مانند بازی رفت بتوانیم نتیجه بگیریم. شبمان نبود. مدتهاست که شبمان نیست. مدتهاست که داور با ماست و هنوز هم شبمان نیست.
۱۳- همان چیزی را که فکر می‌کردیم، به چشم دیدیم. تماشاچیان آتلتیکو، درس عبرت‌ باید باشند برای بارسلونا. فضای این استادیوم را باید تجربه کرد، نه کمپ‌نو را. آتلتیکو و سیمئونه، بسیار خوب از هر آن‌چه دارند بهره می‌برند و برد امشب هم کاملا حقشان بود. لشکر آبی‌رنگ پایان ناپذیر او، راه نفس‌کشیدن ما را هم بسته بودند، چه برسد به پاس‌هایمان را. این وسط، کوتاهی را باید از بارسا بدانیم با بازی ساکن و بی‌روحشان و استفاده نکردن از سمت راست هجده قدم حریف، که البته با بودن فیلیپه لوییز، چندان هم کار ساده‌ای نبود.
۱۴- حالا دیگر بارسا بهترین تیم دنیا نیست. نمایش تمام شده و جادوگران به خانه رفته‌اند. دیگر زیر هر شنلی و کلاهی، خرگوشی پنهان نیست. دیگر به یک اشاره «ایلوژنیستا» همه ستاره‌ها ردیف نمی‌شوند. دیگر «لا پولتا» و «ال پیستورلو» آتش‌بازی نمی‌کنند. هری هودینی، با دستهای بسته‌اش در صندوق قفل شده زیر آب گیر کرده و خفه شده است. همه ترفندهای دیوید کاپرفیلد رو شده‌اند و او حتی فکر ورود به دیوار چین را هم دیگر نمی‌کند. «صد درصد مسیح» پیشانی‌بند نایکی نیمار، زنده شدن دوباره مسیح را نوید نمی‌دهد. مسیح، مرده است. بسیار مرده است. نجاتی نیست.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: