April 02, 2016 at 10:40PM

۱- همه روز را منتظر این لحظه‌ایم، شاید هفته را، یا دو سه هفته گذشته را. منتظر لحظه‌ای که پرده بزرگترین صحنه نمایش دنیا بالا رود. منتظر جدال کاتالان‌ها و فرزندان فرانکو. هنوز بازی شروع نشده، خیس عرق بودیم و اضطراب. بطری آبجو بود که دمای کف دستهایمان را پایین می‌آورد. نیمه اول، همه چیز را کشت. زیبایی را. هیجان را. طوفان را. فوتبال را شاید حتی. همه چیز در صبر خلاصه می‌شود. در سنجیدن هر حرکت. در انتخاب پاسی که کمترین ریسک را دارد. همه چیز در نتیجه نهایی خلاصه می‌شود.
۲- همه کارهایی که سوارز تا اینجای زندگی‌اش کرده است را فراموش کنید. همه توپ‌هایی که گل نزده را کنار هم بچینید و دو برابرش کنید تا به حجم فضاحت خوابیده زیر آن موقعیت هدر رفته برسید. این که جلوی دروازه خالی به توپ برسی و بی‌ دخالت حریف ناگهان توپ از لای پاهایت رد شود، خودش گناهی نابخشودنی است؛ حالا تصور کن که بازیکن بارسا باشی، در کمپ‌نو، برابر رئال. حتی با استانداردهای سوارز هم این یک افتضاح به تمام معنا بود.
۳- نیمه دوم هم بارسا به زمین نیامد. کمپ‌نو، گورستان اشباح پول به دستی بود که آمده بودند برای تماشا، و نه تشویق. سردی سکو و بارسا، استخوان‌های ما را لرزانده بود و رئال، یک‌سره سراغ هدف نهایی رفته بود. حسابگری از تمام حرکت‌های تیم می‌بارید و زبانمان لال که می‌گوییم شایسته برد بودند. حالا اگر نشد با آن گل به اشتباه مردود اعلام شده بیل، با استپ زیبای رونالدو.
۴- بارسا اگر از این هم ساکن‌تر می‌شد، می‌مرد. ایستاده بر جای خویش، می‌خشکید و می‌مرد. برای هیچ و پوچ باز هم آردا را به جای راکیتیچ به زمین فرستادند و بارسا، ایستاده، برجای خویش، خشکید و مرد. بارسا، بی‌ایده بود. بی‌خلاقیت. مسی در دنیای دیگری سیر می‌کرد و سوارز درگیر پپه بود، برای گرفتن اسکار نقش اول. نیمار، ایزوله بود از بقیه تیم. این وسط، تنها پیکه بود که بعد از ماه‌ها، توانست بارسا را به گل برساند، از روی ضربه کرنر. این، تنها نکته مثبت بازی بود برای ما.
۵- به همین راحتی توانستیم ببازیم. سردترین بازی سال را، در ساکت‌ترین شب سال، به افتضاح‌ترین شکل ممکن، جلوی هدفمندترین و برنامه‌ریزی‌شده‌ترین رئال سال. خفت تمام بود امشب. از آن بازی‌ها که هرگز هیچ چیزت با دیگری جور نمی‌شود. امشب را باید فراموش کنیم. زود هم فراموش کنیم، که به زودی آتلتیکو را داریم.
۶- به همین راحتی می‌تواند ناگهان همه فصل از دستمان بسرد. روندی که از دو سه بازی پیش شروع شده بود، به اینجا رسید که در کمپ‌نو به رئال باختیم. این رفتار بارسا، غیرحرفه‌ای است و باورناپذیر. خستگی نمی‌توانست باشد، ولی بی‌توجهی و دلزدگی از لالیگا، آری.
۷- آفرین به زیدان. بارسایی که چنین سنگین و بی‌انگیزه بازی می‌کند، نمی‌تواند برابر تیم‌های بزرگ برنده باشد. تک‌تک مشکلات دفاعی بارسا را شناخته بودند و هر بار که خواستند، یکی از آنها را انتخاب کردند و به هدف رسیدند.
۸- کمپ‌نو، دلگیر است. نود هزار نفر. بی‌صدا.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: