February 20, 2016 at 06:10PM

۱- ترسناک بودند و سریع، با اعتماد به نفس فراوانی بازی می‌کردند و معجزه‌وار، نفس بارسا را گرفته بودند. ساکنان جزایر قناری، نباید چنین خار می‌شدند در گلویمان. در نبود پیکه و بوسکتس، دفاع بارسا بیشتر شبیه یک کارناوال خیابانی است، در نیمه شب تابستانی تب‌کرده و گناه آلود ریو د ژانیرو: راه باز است برای هر چه که پیش آید.
۲- ماسچرانو اگر که سمت چپ پیکه بازی کند، قهرمانی تمام عیار است. نه تنها دفاعی بسیار خوب است، که می‌تواند از آن ته زمین توپ را هم پخش کند. همین آدم را بگذارید سمت راست و به جای پیکه، کنارش حالا متیو را بگذارید یا هر کس دیگری را، همه نور از وجودش می‌رود. دیگر حتی نمی‌تواند توپ‌های ساده را دور کند، چه برسد به بازی‌سازی. عجیب است که او تنها و تنها در یک جای زمین می‌تواند به درد بارسا بخورد و از آن عجیب‌تر این‌که چند سال است همانجا را از آن خودش کرده.
۳- بارسای نیمه دوم، معمولا زیباتر است و به مراتب قوی‌تر و موثرتر از نیمه اول. امروز ولی روز ما نبود. روز هیچ چیزمان نبود. نه تنها بارسا نمی‌توانست گل بزند، که مدتها بود چنین آسیب‌پذیر نبود. ته‌جدولی‌ها، نمدمالی می‌کردند با هر حمله‌ای. همه هافبک و دفاع بارسا را لوله می‌کردند و می‌مالیدند و می‌سابیدند و می‌خراشیدند و باز از نو می‌آمدند برای دور تازه‌ای از نورد و نبرد. بارسا سعی می‌کرد به دقیقه نود برسد، ولی لاس پالماس همه نود دقیقه را می‌جنگید. آفرین به این تیم! آفرین!
۴- سوارز اگر تنها نیمی از موقعیت‌هایش را به ثمر می‌رساند، تا حالا به پنجاه گل زده رسیده بود. اعجوبه است این بشر! تنها در همین بازی سه موقعیت محشر را هدر داده و هنوز با بیست و پنج گل بهترین گلزن لالیگا است. آدم دردش می‌گیرد وقتی می‌بیند او چگونه ساده‌ترین توپ‌ها را هدر می‌دهد. نیمار هم امروز سر همه عصب‌هایمان را به دست گرفته بود و در زمین خرچرخ می‌زد و پی هر پروانه و سنجاقکی می‌دوید و دست توی هر سوراخی می‌کرد و خلاصه درست یک کار نمی‌کرد: فوتبال بازی نمی‌کرد. حالا او به مرحله «شومن‌»های برنامه‌های ویژه دهه فجر رسیده که لطیفه‌های خنک تعریف می‌کردند و ملت را برای شیرین‌کاری به روی صحنه می‌آوردند. چیزی مثل نسخه فوتبالی آقا نیکی و آقای شهروندی، یا در بهترین حالت شاید شهریاری. امروز او به تمام معنی مهوع بود.
۵- امروز نه تنها روز آردا توران و آلوز نبود، که اینیستا و مسی و سرجیو هم به کلی بیرنگ شده‌ بودند. اگر در نیمه دوم راکیتیچ به جای توران و فرمالن به جای سرجیو به بازی نمی‌آمدند، احتمالا بازی را نمی‌بردیم. همه اینها به کنار، ده دقیقه آخر بازی را باید دوباره نگاه کنیم. دیگر چنان از بازی لاس پالماس به هیجان آمده بودیم که بدمان نمی‌آمد اقلا یک مساوی بگیرند. وحشتناک بودند. آنها شاید تیم بهتر یا موثرتر این میدان نبوده باشند، ولی قطعا تیم زیباتر بودند. زیباتر از بارسا و اقلا هیجان‌انگیزتر از آنها. باز هم آفرین!
۶- اصلا بارسا امروز شبحی بود از خودش و بیشترش را باید به حساب بازی سه‌شنبه بگذاریم. بازی‌هایمان با آرسنال، می‌توانند زیباترین‌های این فصل باشند. امیدوار باشیم که بازی امروز، تنها یک حالت گذرا بوده باشد. آرسنال می‌تواند بارسای امروز را به راحتی از هم بدرد، یا بارسای هر روز دیگری را. امیدواریم که سه شنبه در اوج باشیم.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: