February 03, 2016 at 11:28PM

صفر- خسته‌ایم. بسیار. امشب را ویژه بر ما ببخشایید.
۱- بهترین نیمه اول بارسلونا، اقلا در چند هفته گذشته. بارسایی که دوست داشتیم ببینیم. همه موج و شکن. همه زندگی و زایش. همه تندباد و رگبار. همه گرداب هولناک. همه پیچیدگی و درهم‌تنیدگی. این بارسا، سهمگینی تقدیر است بر تن رنجور والنسیا. تیمی که دفاعش زمانی هولناک بود و عصای موسی تنهای به مدد پدر عیسی می‌توانست بشکافدش، شاهراه شده است پیش پای کاتالان‌ها. جاده است برای ابریشم پاس‌های اینیستا و نیمار و مسی و توران و بوسکتس و ویدال و حتی، باورناپذیر است، متیو و سوارز.
۲- و چه بگویم از سوارز. چه بگویم که چه می‌کند امشب. چه بگویم که چه‌ها می‌تواند بکند این بشر. وحشتناک است امشب. همه اشتهاست. هیدرا، هیولای چهارسر. آشفتگی هدفمند. هر چه این چند ماه گذشته را لعن کردیم کنترل توپش را و پاس‌هایش را، امشب جوابمان داد. به نرمی مخمل پاس می‌دهد امشب. به زیبایی ارکیده. به دقتی رعب‌آور. بی‌شک امشب بهترین بازیکن زمین بود.
۳- مسی هنوز هم نفرین بر پشتش حمل می‌کند گاهی، از آن دو ماه دور از زمین. زمان می‌خواهد تا درگیر بازی شود و آتش‌بازی به پا کند. نیاز داشت به گل‌های نه چندان درخشان تا بالاخره پاهایش را بیابد در زمین. در سه بازی گذشته، گفتیم که دارد دوباره خودش می‌شود و امشب انگار واقعا به آن موجود دهشتناک زیبا نزدیک شده بود.
۴- نیمار را می‌خواهیم دوست داشته باشیم و خودش کار را برایمان سخت می‌کند، با این دلقک‌بازی‌هایش. روزی می‌آید که او درگیر جنگ با سایه‌ها می‌شود و پاگیر حاشیه‌ها.
۵- دشوار است بخواهیم همه برد را به پای بارسا بنویسیم، وقتی نویل چنین اشتباهی می‌کند. فگولی، همیشه دردسر بوده است باری ما و این‌بار، تازه وقتی به زمین آمد که کار تمام شده بود. اگر که شکوردان (مستفی قبول است یا مصطفی؟) خطا هم کرده بود روی مسی (که فکر می‌کنیم تکل بسیار خوبی بود، نه خطا) باز هم حداکثر باید کارت زرد می‌گرفت. پنالتی و اخراج و بعدش هم لابد محرومیت در بازی برگشت، جریمه‌ای ناعادلانه است. چریشف هم باید از اول بازی می‌کرد و البته خوشحالیم که دیرتر به زمین رفت تا شاهد آن صحنه عالی تشویق شدنش در کمپ‌نو باشیم و خندیدن استادیوم بر ریش رئال مادرید. والنسیا، ترسو بود. نویل، می‌خواست امیدی برای بازی برگشت داشته باشد و حالا ممکن است دیگر تیم هم نداشته باشد.
۶- همزیستی این سه مهاجم رعب‌آور، شایان ستایش است و به همان اندازه، پاس‌های ترشتگن. بارسایی که به همه وجود بازی می‌کند، شایسته ستایش است. تیمی که شش گل زده و له‌له می‌زند پی هفتمی، شایسته ستایش است. جا افتادن آردا و آلیکس در ترکیب بارسا، شایسته تقدیر است. همه اینها را اگر با هم جمع کنید، باز هم تعجب‌انگیز نیستند آن‌قدر که سرجی روبرتو ما را متحیر می‌کند. او، بعد تازه‌ای از فوتبال است. جنبه‌ای تازه از درک بازی تیمی. گونه‌ای دیگر از فوتبالیست. تعریفی نو از کمال. موجودی برای داشتن. هر بازی که می‌گذرد، بیشتر انگشت بر دهان می‌مانیم از کارهای او.
۷- هفتصد و هشتاد و سه پاس، که ششصد و هشتاد و شش‌تای آن به مقصد رسیده. ششصد و هشتاد شش پاس سالم. لوییز انریکه، کاری کرده که فکر نمی‌کردیم بتواند. او بارسلونا را اقلا یک پله از آن تیم افسانه‌ای زمان پپ هم جلوتر برده است. تیم پپ به سه هافبک و مسی متکی بود، تیم انریکه ولی بسیار پرمهره‌تر است و ابزارهای بیشتری در اختیار دارد. وقتش شده که بازیکنان جوان بیشتری به تیم اصلی بیاورد.
۸- با لوانته می‌توانیم آخر هفته‌مان را لاس بزنیم و وسط هفته بعد هم آسوده‌خیال، بازی برگشت با والنسیای بدبخت را تماشا کنیم. این بارسا، دلخوشمان می‌کند به فوتبال، به زیبایی و به زندگی.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: