Archive for ژانویه 2016

Led Zeppelin-Since I’ve Been Loving You w/ lyrics

ژانویه 31, 2016

آلبوم‌های اول و دوم «لد زپلین»، هیجان است و غوغا. حد بالای تازه‌ای است برای راک. حالا که برای چندمین بار (شاید دهم؟) شروع کرده‌ام به دوره کردن کارهایشان، می‌بینم که آلبوم سوم انگار هیچ ربطی به آن دوی اولی ندارد. کارها بسیار پخته‌ترند. هیجان دیگر روی تن و بدن جاری نمی‌شود، بلکه به زیر پوست می‌خزد و در رگ می‌دود. حالت خلسه است و شعف درونی. به گونه‌ای بازگشت به بلوز است، مخصوصا در این آهنگ. کارهای آکوستیک دارد و همه‌شان سرشارند از خونسردی. از خویشتنداری. پُرند از آمادگی برای انفجار. می‌دانی منتظر چیزی هستی که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد یا گذشته باشد و تو ندیده باشی‌اش. این آهنگ احتمالا از بهترین کارهای گروه نیست، ولی یکی از بهترین اجراهای رابرت پلنت است. وقتی چنین حنجره‌ای داشته باشی، اصلا مهم نیست که جز دایره زنگی هیچ سازی بلد نیستی دست بگیری. محشر است این کار، محشر!
via Facebook https://www.youtube.com/watch?v=w4THXeOD-Dw

January 31, 2016 at 10:50AM

ژانویه 31, 2016

آلبوم‌های اول و دوم «لد زپلین»، هیجان است و غوغا. حد بالای تازه‌ای است برای راک. حالا که برای چندمین بار (شاید دهم؟) شروع کرده‌ام به دوره کردن کارهایشان، می‌بینم که آلبوم سوم انگار هیچ ربطی به آن دوی اولی ندارد. کارها بسیار پخته‌ترند. هیجان دیگر روی تن و بدن جاری نمی‌شود، بلکه به زیر پوست می‌خزد و در رگ می‌دود. حالت خلسه است و شعف درونی. به گونه‌ای بازگشت به بلوز است، مخصوصا در این آهنگ. کارهای آکوستیک دارد و همه‌شان سرشارند از خونسردی. از خویشتنداری. پُرند از آمادگی برای انفجار. می‌دانی منتظر چیزی هستی که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد یا گذشته باشد و تو ندیده باشی‌اش. این آهنگ احتمالا از بهترین کارهای گروه نیست، ولی یکی از بهترین اجراهای رابرت پلنت است. وقتی چنین حنجره‌ای داشته باشی، اصلا مهم نیست که جز دایره زنگی هیچ سازی بلد نیستی دست بگیری. محشر است این کار، محشر!
via Facebook

January 30, 2016 at 06:32PM

ژانویه 30, 2016

۱- ما، تیم بازگشت به بازی هستیم؛ تیم بازپس‌گیری آن‌چه از ابتدا مال خودمان بود و نمی‌دانستیم. ما، تیم طوفان و تندبادیم، آن‌گاه که نیاز داشته باشیم به پاسخ دادن. ما، پیچنده به بالای حریفیم و از پا درآورنده سخت‌ترین جنگ‌آوران روزگار. ما، سوءالقضاییم پس از حسن‌القضای حریف. بدترین اتفاقی هستیم که می‌تواند برای تیم مقابل بیفتد. شکوهمندان زمانیم و مقدرکنندگان بر زمین. سیل و موجیم، نابودکننده و حیات‌بخش. ما، بیشتر از یک باشگاهییم. ما، بارساییم.
۲- حالا دیگر بارسا می‌داند چه کند تا از این وضعیت‌های عجیب پرس حریف بیرون آید. یادمان بیاوریم که چابی به عقب می‌آمد و بین دو دفاع وسط می‌ایستاد و بازی را از آنجا شروع می‌کرد. حالا بوسکتس آنجاست و لوییز انریکه دارد نسخه پپ را به خوبی استفاده می‌کند. سرجیو عقبتر می‌رود و حفره‌های دفاعی بارسا را می‌بندد و از شر پرس حریف هم آزاد می‌شود. در عوض، راکیتیچ همه دوندگی و جنگندگی وسط زمین را به گردن می‌گیرد و اینیستا، بازی‌سازی را.
۳- نیمار، دیگر بی‌شک بهترین بازیکن دنیاست پس از مسی. ترکیب این‌دو، کتاب آفرینش است. جنسیس. آبیوجنسیس حتی. پیدایش حیات از هیچ. از جمود و مردگی. از مواد اولیه، از چمن و توپ، فضا می‌سازند و زیبایی. این دو، تعریف فوتبال هستند در کنار آن چرخ لنگ سوم، سوارز. سه جنبه متفاوت.
۴- اتلتیکو، هیچ عذری ندارد برای این باخت، جز حماقت خودش. اشتباه‌های احمقانه و خطاهای بی‌جا، بازی را از چنگ آنها درآورد. هم فیلیپه و هم گودین، باید اخراج می‌شدند؛ حتی اگر مسی و سوارز رندی کرده باشند. بدشانس هم بودند، ولی بعد از رفتن دیگو کوستا، سابقا کوچکترهای مادریدی حالا تیم بسیار بهتر و قابل احترام‌تری هستند. سیمئونه سیاهپوش، توانسته به تیمش هویت دیگری بدهد. بازتعریفش کند. ابزارهایش را عوض کرده و اقلا فوتبال تمیزتری بازی می‌کند تا آن زمان.
۵- بارسا انگار به اندازه کافی بازی می‌کند و این اتفاق آن‌قدر تکرار شده که فکر می‌کنیم عمدی در کار باشد. هدف نهایی را شاید می‌بینند. سه‌گانه‌ای دیگر را. برابر تیمی نه نفره، چندان عجله‌ای و علاقه‌ای نداشتند به حمله و گل‌زدن. راضی بودند به همان و ما، موهایمان را می‌کشیدیم سر هر توپی که روی دروازه‌مان می‌رفت و پایمان از جا می‌پرید، سر هر توپی که روی دروازه آنها می‌رفت. هیجان ما انگار از بارسا بیشتر بود برای بازی.
۶- باز هم سوارز و این بار، به خاطر یک گل ناممکن. هدف گرفتن سوراخ سوزن. توپی که آلوز فرستاد، آن‌قدر خوب بود که اصلا نیازی نبود سوارز کنترلش کند. تنها باید آن‌طور هنرمندانه بدنش را برابر دفاع می‌گذاشت تا بتواند در لحظه مناسب به توپ برسد. عالی! درست همان‌چه که از سوارز انتظار داریم. حرکت ناممکن و گل ناممکن، بعد از آن هم بازی در نقش دفاع حریف.
۷- کریستین ویری می‌گفت: «باید فیلیپه لوییز اقلا ده هفته از بازی محروم شود. او می‌توانست مسی را برای همیشه از فوتبال بگیرد.» و احتمالا درست می‌گوید. از باخت بارسا هم حتی این‌قدر نمی‌ترسیدیم که از آن صحنه وحشتناک.
۸- آلبا، تنها مقصر گل آتلتیکو نبود؛ ولی هیچ کس جز او نمی‌توانست آن‌قدر خوب با نیمار ترکیب شود روی گل اول بارسا. می‌ستاییم کوکه را و بازی عجیبش را و پوشش دادن به آن همه زمین را، از دروازه بارسا تا خودی. امیدواریم هرگز برای بارسا بازی نکند، که هیچ از جنس تیم ما نیست و آمدنش، دیگر هیچ باقی نمی‌گذارد از فلسفه‌مان. ولی دوست داریم ببینیمش در آتلتیکو، که فضای طبیعی اوست. محشر است این پسر و در کنارش هم باید یادی کنیم از کاراسکو، که یک‌تنه همه تیم‌مان را به هم ریخت.
۹- بگذارید درباره آن صحنه عجیب نجات بارسا به پای براوو، اصلا حرف نزنیم. این چیزها هر چند سال یک‌بار پیش می‌آیند.
۱‍۰- و ما یک دوره وحشتناک دیگر را پیش رو داریم. از ژانویه به سلامت گذشتیم، بسیار بهتر از آن‌چه می‌پنداشتیم و حالا فوریه را پیش رو داریم و هر هفته، دو بازی. والنسیا، سویا، آرسنال و سلتا را پیش رو داریم. فشار وحشتناک لیگ را و بازی‌های اروپا را. ولی به لوییز انریکه و تیمش، بیشتر از همیشه اعتماد داریم. می‌دانیم که برای بردن می‌جنگند و می‌دانیم که بیش از همیشه، ابزار دارند برای از پا درآوردن حریف. می‌دانیم که می‌توانیم بازی‌های بسیار عجیب و غریب را هم ببریم.
۱۱- امشب، هفتصد پاس داشتیم با دقت نود درصد که جز آن ده دقیقه وحشتناک، یک دقیقه پیش از گل اول بارسا تا یک دقیقه پس از گل دوم، تنها چیز مثبتی است که با خودمان می‌بریم تا امشب را شادنوشی کنیم.
via Facebook

تقویم روز آلمان: آغاز شام شوم ۱۲ ساله در آلمان | تقویم روز آلمان | DW.COM | 30.01.2016

ژانویه 30, 2016

«اگر هیتلر نبود آلمان به چنان روزی نمی‌افتاد و اگر آلمانی‌ها چنان نبودند هیتلری هم پدید نمی‌آمد.»

— بخش تقویم روز آلمان، شده است صفحه مورد علاقه من در دویچه‌وله.
via Facebook http://ift.tt/20zj06U

January 30, 2016 at 11:54AM

ژانویه 30, 2016

«اگر هیتلر نبود آلمان به چنان روزی نمی‌افتاد و اگر آلمانی‌ها چنان نبودند هیتلری هم پدید نمی‌آمد.»

— بخش تقویم روز آلمان، شده است صفحه مورد علاقه من در دویچه‌وله.
via Facebook

What Is Art? Follow-Up: What Is Porn?

ژانویه 30, 2016

استیون کولبر و سانسور احمقانه در رسانه‌های آمریکایی . این را ببینید.
via Facebook https://www.youtube.com/watch?v=YkJS0IzZREk

January 30, 2016 at 09:21AM

ژانویه 30, 2016

استیون کولبر و سانسور احمقانه در رسانه‌های آمریکایی . این را ببینید.
via Facebook

January 27, 2016 at 11:44PM

ژانویه 27, 2016

۱- تنها تیم دنیا که با خودش رقابت می‌کند برای اینکه بتواند هر بار نیمه اولش را بدتر از پیش بازی کند. تنها تیمی که در یک روز، آفت می‌زند به بساطش و سه هافبک مهمش را نابود می‌کند. تنها تیمی که می‌تواند دو دفاع داشته باشد در رقابت با هم، برای بی‌اثرتر بودن. تنها تیمی که هافبک دفاعی دومش، فقط می‌تواند در دفاع بازی کند و دفاع چپ دومش، هیچ‌جا. بارسلونا، نیم ساعت تمام حبس بود در نیمه خودش، با اعمال شاقه. زنده ماندن نسبی تیم در پایان نیمه اول، بیشتر به دعای خیر هواداران ربط داشت تا بازی تیم. آرایه‌های بی‌نظمی بودند و ریسه‌های اشتباه. نفسمان گرفت از دستشان.
۲- فرمالن نقش بی‌نظیری داشت روی گل آتلتیک. حرکت کرد در فضای خالی و در مسیر پاس احتمالی، ناگهان ایستاد و نگاه کرد به توپی که آرام آرام از جلویش رد شد و به اینیاکی رسید. نهایت اخلاق حرفه‌ای لوییز انریکه است که باز هم از او استفاده می‌کند یا واقعا هیچ امیدی به مارک بارترا نیست؟
۳- ماسچرانو. گوسفند گمشده عیسی. موجودی چنان دور از جای واقعی‌اش، که انگار هرگز در میانه میدان نبوده. نه تکلی، نه بازی‌خوانی خوبی، نه پاس مناسبی، نه صدایی، نه نوایی. دست بر عصا و کورمال، راهش را جست تا بالاخره میانه را به صاحب اصلی‌اش تحویل دهد. شاید خیلی از تیم‌های دنیا او را برای پست هافبک دفاعی بخواهند، ولی هیچکدام بوسکتس را ندارند.
۴- و فکر می‌کنید باز هم قهرمان بازی که بود؟ چه کسی می‌تواند دلنشین‌تر از این جوان دلنشین ما باشد؟ چه کسی می‌تواند تکل کند، توپ از حریف بگیرد، بازی‌سازی کند، شوت بزند، بدود، بدود، بدود و باز هم بدود برای تیمش؟ تا حالا می‌گفتیم با یک بازیکن خوب طرفیم، ولی ما داریم یک پدیده را می‌بینیم. ستاره‌ای باشکوه، متفاوت از هر آنچه تاکنون دیده‌ایم. سرجی روبرتو، بهترین کار لوییز انریکه است در بارسا. بهترین بازیکن زمین را هم حتی اگر نیمار بدانیم، قهرمان بازی بی‌شک سرجی روبرتو بود.
۵- برسیم به بخش مورد علاقه برنامه، لعن سوارز. این کپه بلاهت، تنها یک بار توانست توپ را درست بزند. همان یک گل. تعجب‌انگیز است که می‌تواند این همه پاس اشتباه دهد و از آن بدتر، این که نمی‌تواند توپ را کنترل کند. از هر جای زمین و هر طور که می‌خواهید به او پاس بدهید، نمی‌تواند بگیردش. ما به طور رسمی کم آورده‌ایم و نمی‌دانیم چه درباره‌اش بگوییم. هر بازی و هر بار، باید همین ها را تکرار کنیم. اعجاب‌انگیز است.
۶- بارسا، تیم نیمه‌های دوم شده است. ناگهان عوض می‌شوند. شروع می‌کنند به دویدن. همدیگر را خوب پیدا می‌کنند. نیمار، هم بلای جان حریف می‌شود و هم تیم خودی. فعلا که دارد این شیوه بازی برای تیم جواب می‌دهد، ما هم مجبوریم راضی باشیم. از دنبال کردن فوتبال زیبای بارسا، کشیده شده‌ایم به هواداری بی‌چون و چرا. دیگر برایمان مهم نیست که گل دوم بارسا، با خطای آلوز به دست آمد و دیگر برایمان مهم نیست که داور به ضرر تیم مقابل سوت زده باشد. بازی را بردیم و بسیار هم شایسته بودیم، در نیمه دوم اقلا.
۷- لیونل مسی اگر می‌دانست چه می‌کند با ما و دلمان، هر آینه خوش را دگرگون می‌کرد. دو سه سال بیشتر وقت نداریم برای لذت بردن از او. گاهی انگار فرسنگ‌ها دورتر ایستاده و دارد بازی را تماشا می‌کند.
۸- آتلتیکو مادرید، سه روز دیگر می‌آید به خانه‌مان. شاید قرار است سرنوشت لالیگا همان روز معلوم شود. امیدواریم نیمار امشب مصدوم نشده باشد، که فعلا همه امیدمان است.
via Facebook

January 25, 2016 at 10:00PM

ژانویه 25, 2016

فیلم شبکه آرته رو ببینید.
«زشت، کثیف و بد» از اتوره اسکولا
via Facebook

January 24, 2016 at 05:50PM

ژانویه 24, 2016

چندش، دیدن دیگو کوستا است در زمین فوتبال.
via Facebook