December 30, 2015 at 11:01PM

۱- بعضی وقتها می‌شود از همان چند دقیقه اول بازی، فهمید که بارسا آن شب چه حالی دارد. اگر که فرمالن و متیو هم در ترکیب باشند، دیگر حتما حدس‌تان درست خواهد بود: بارسا، بد شروع کرد و تا لبه فضاحت هم رفت. این بار، داور بود که دست تیم را گرفت با هبه آن پنالتی به نیمار لغزان. داور بود که ندید راکیتیچ، پای دفاع حریف را زد. و باز هم داور بود که گذاشت بازی به خشونت و کثافت کشیده شود. شرم‌آور بود آقای داور، شرم‌آور.
۲- ولی ما احتیاج داشتیم به این کمک، با شرمندگی تمام. نمی‌توانستیم از پس آنها برآییم. خوب می‌دویدند و تنها یک برنامه داشتند: گل نخوردن. ما بودیم که به آنها جرات بازی دادیم. بارسا بود که نمی‌توانست توپ را نگه دارد. کاتالان‌ها از صبورترین تیم دنیا، تبدیل شده‌اند به یکی از عجول‌ترین‌ها. سرجی روبرتو را هر چقدر هم دوست داشته باشیم، باز هم می‌دانیم که او نه چابی است و نه اینیستا. راکیتیچ هم هیچکدام آنها نیست و نه حتی ذره‌ای از وجود آنها. همین است که اگر هر دوی آنها بازی کنند، تیم به هرج و مرج کشیده می‌شود. کسی نیست به بازی ریتم بدهد. کسی وقت فکر کردن ندارد.
۳- متیو را کاش می‌شد کمتر ببینیم، که می‌دانیم نمی‌شود. بارسا پی دفاع چپ نمی‌گردد. او مثل گازهای بی‌اثر است، مثل هلیوم: با چیزی ترکیب نمی‌شود، دیده نمی‌شود و مقدارش هم ناچیز است. از سوی دیگر و بر خلاف هلیوم، او بسیار هم ناپایدار است. رفتار مشخصی ندارد. باید بگذاری‌اش وسط و بنشینی ببینی چه می‌کند.
۴- نیمه دوم، اصلا به کلی نیمه سرجی روبرتو بود. هیچ کس به اندازه او، شایسته تعویض شدن در چند دقیقه آخر نبود، برای تشویق ایستاده هشتاد هزار نفری کمپ‌نو. اصلا وقتی او در زمین است، همیشه ستاره است و بهترین بازیکن تیم. می‌دود و توپ می‌گیرد و پاس می‌دهد و می‌جنگد و هرگز نمی‌میرد. آفرین پسرجان! آفرین.
۵- سوارز، نماد چهره ناامیدکننده بارسا است. انتظار بی‌ثمر. امید گرفتن خامه از گاو نر (طعنه عمدی). تیر مشقی. برنده مثل شمشیرهای جنگ ستارگان، اگر که احیانا روشن شود. تنها و تنها باید تحمل کنی آن همه پاس‌های بدش را و آن همه شوت‌های خارج از دروازه(خالی)‌اش را، بل‌هم که «امن یجیب»هایت به ثمر بنشینند. گاهی فکر می‌کنیم چه می‌شد اگر لواندوفسکی را داشتیم.
۶- اشکالش اینجاست که لامصب بالاخره کار خودش را می‌کند. گندت بزنند، همان اول کار را تمام کن.
۷- مسی، باز هم شب آرامی داشت و نیمار بسیار سرزنده‌تر از او بود و بیشتر درگیر بازی. البته او هنوز گاهی پروانه‌ها را دنبال می‌کند و گل‌های زرد لای چمن را بو می‌کشد، ولی قبول کنیم که بسیار بسیار مهم شده است برای بارسا. امیدوارم بماند.
۸- بارترا، نشان می‌دهد که چرا جایی در تیم ندارد. سوتی تیم است. حفره ناگهانی. شنگول است این شاخ شمشاد تیم ما. همیشه در سرش صدای هوای دونفره می‌پیچد. صدای سیرن‌ها. دل می‌دهد به امواج و صخره‌ها را نمی‌بیند.
۹- عجیب است که بارسا این همه موقعیت خوب را هدر می‌دهد. حالا بر سوارز حرجی نیست، مسی چرا؟
۱۰- دو لحظه خوب بازی: پاس گل بوسکتس به سوارز، پاس گل نیمار به سوارز، اگر که این دومی عمدی بوده باشد و نه خوش‌شانسی.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: