December 09, 2015 at 11:09PM

۱- چراغها خاموشند و کسی خانه نیست، در بازی‌ای که ضررش برای بارسا هنوز شروع نشده بسیار بیشتر از فایده‌اش بوده. شبی به غایت بی‌هدف برای تیمی که آن ردای ارغوانی را به تن نداشت. در هر خط، فقط یک نفر از ترکیب اصلی بازی کرد و حتی همین هم برای بایر بس بود.
۲- انگار در وجود سامپر، بوسکتسی دیگر می‌بینیم. نیمی از وجودمان جلوی خودش را می‌گیرد که مقایسه نکند و آن نیم دیگری، دلش غنج می‌زند از شباهت این دو. سامپر، نسخه‌ای هنوز ناکامل از بوسکتس است. مثل او، دریبل می‌زند درست وقتی کسی انتظارش را ندارد، در جریان بازی محو می‌شود و به چشم نمی‌آید، ولی دارد فضای جلوی دفاع را می‌پوشاند و ناگهان پیدایش می‌شود و توپ را می‌گیرد و تیم را به جلو می‌برد. درست مثل بوسکتس، ناگهان پاس اشتباه می‌دهد وقتی کسی انتظارش را ندارد. باید او را بیشتر از اینها در تیم اصلی ببینیم.
۳- کاپتوم، هنوز راه زیادی دارد برای آن‌که به درجه «نیمکت گرم‌کن» بارسا برسد. تازه که تیاگو به این درجه رسیده بود، فکر نمی‌کردیم که روزی افسوس بخوریم از رفتنش. شاید کاپتوم هم چنین موجودی باشد. تیاگو همان وقت‌ها هم رگه‌هایی از نبوغ نشان می‌داد و دلگرممان می‌کرد. این یکی، تیر مشقی است تنها. هیچ نشان نداده که به شوق آوردمان. اگر به جارختی هم لباس بارسا را بپوشانید، اقلا به خوبی او بازی می‌کند. منتظر می‌مانیم.
۴- سندرو و مونیر. دو تلاشگر بی‌ثمر. دو عضو بیهوده، مثل خایه‌های التون جان مثلا. امشب بیشتر نقش هافبک داشتند و آن اواخر چنان خسته بودند که راه رفتن هم یادشان رفته بود. بهتر است زودتر بارسا قرض بدهدشان به تیمی که شاید بتواند از اینها چیزی بسازد.
۵- آدریانو، دارد پس از دو سه سال خودی نشان می‌دهد. قابل احترام است کارش، ولی می‌توانست این همه بد نباشد. به مدد بارترا، نیمه راست دفاع را شاهراهی کرده بودند. از آن سو، کامارا که به جای آلبا آمد، اوضاع دفاعی تیم از بد به افتضاح رفت. آلبا توانسته بود بل‌عربی را دور از دروازه نگه دارد و تا حدودی ساکت. وقتی که رفت، باز شدن جعبه پاندورا بود و مصیبت‌هایی که یکی پس از دیگری فرومی‌بارید. ولی باز هم خوشحالیم چند دقیقه‌ای هم که شده می‌توانیم ببینیم که بارسای دوم دارد در لیگ سوم/چهارم چه می‌کند: تقریبا هیچ. نمونه دیگرش هم گومبائو.
۶- بارترا، خار گلوی گزارشگر این شبکه فرانسوی بود و چشم من. می‌رقصاندندش، از چپ و از راست. هر لحظه که می‌خواستند، دورش می‌زدند. وضع فرمالن هم بهتر نبود، ولی اقلا توپ را دفع می‌کرد و تیم را کمتر به خطر می‌انداخت. خلاصه این‌که شرم!
۷- ستاره زمین ترشتگن بود، بی‌چون و چرا، و این برای بارسا سرشکستگی است. برای بایر هم. بازی را می‌توانستند هزار جور ببرند. تا حالا نشده بود یک نیمه در زمین خودمان حبس باشیم. بالاخره یک بار هم ما داروی خودمان را چشیدیم و چه تلخ بود زندانی شدن در یک نیمه.
۸- بعد هم خسته نباشیدی بگوییم به نور چشم تیم، ایوان مخوف، راکیتیچ عزیز که نود دقیقه تمام جنگید و درگیر شد و توپ گرفت و آن پاس چابی گونه را برای گل مسی فرستاد و این عزیز دوم، همان یک لحظه را در زمین زندگی کرد و بعد تمام شد.
۹- نتیجه خوب امشب، برد ۳-۰ آرسنال بود و رفتنش به مرحله بعدی. ترسیده بودیم که نکند حذف شود. حالا امیدواریم به بارسلونا بخورد و در یک بازی بسیار دیدنی، حذف شود. حالا اگر تا فینال هم آمد و آنجا به ما باخت، باز هم اشکالی ندارد.
۱۰- نمی‌شود چیزی زیادی از این بازی خواند، جز این‌که مسی هنوز خیلی جا دارد تا بشود گفت «آماده» است. بعد از تعطیلات شاید.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: