October 31, 2015 at 10:47PM

۱- و در نهایت کمترین سهم ما از بارسلونا، همین است که بتوانیم شبی، آخر هفته‌ای، یکی دو ساعتی بنشینیم و از ته‌مانده تیمی لذت ببریم، که تا همین چند ماه پیش بی‌نیازمان کرده بود از داشتن هر تفریح و حس دیگری. بس بود برایمان. کامل بود. اشتها بود و شهوت. حالا باید صبر کنیم تا وقتی، بی‌وقتی، یکی دو هفته‌ای یک بار یادشان بیاید که چه هستند و چنین سهمگین وارد شوند.
۲- سوارز، نترس. خراب‌تر از این نمی‌شود. شوت کن.
۳- مونیر، چیزی در بازی‌اش دارد که ما را به یاد پدرو می‌اندازد، اقلا در سه بازی گذشته. می‌دود، به دفاع کمک می‌کند، جلو می‌رود، عرض به بازی می‌دهد، دریبل می‌زند تا به دورافتاده‌ترین نقاط زمین برسد و بعد درمی‌ماند که چه کند، گل هم نمی‌زند. پدروی جدید بر ما مبارک! مثل ویتامین سی است: مفید برای بدن، ولی کار خاصی نمی‌کند.
۴- هر روز شایعه‌ای و حرفی تازه می‌خوانیم در باره رفتن نیمار و آمدن بازیکن‌های تازه (درک کویت و ون نیستلروی، تازه‌ترین‌های این جمعند) که دیگر خسته‌مان کرده است. امروز خبر آمده که لوییز انریکه به دنبال دیگو کوستا می‌گردد. این، میخ آخر است. این تیم یا جای اوست، یا من.
۵- سوارز، دریبل کن. دریبل.
۶- بارسا باید بیش و پیش از هر چیزی، مطمئن شود که سرجی روبرتو جایی نمی‌رود. او حالا ستاره تیم است. از اینیستا انگار حس ضربه دقیق به توپ را گرفته، از چابی حس کنترل بازی را، از آلبا هم دویدن بی‌امان را، از مسی جاگیری در زمین را، از سوارز هم تا جایی که توانسته دوری گزیده. درست از همان جا ادامه داده که پیش از مصدومیتش بود. اینیستا ولی کمی زمان می‌خواهد انگار. با آمدن این دو و بازگشت بوسکتس به هافبک دفاعی، دوباره می‌توانیم به خط میانی کمی امیدوار شویم.
۷- سوارز، پاس بده. نترس. محکم‌تر.
۸- می‌ترسیم که بالاخره متیو خودش را بازیکن ثابت تیم کند و فرمالن را به نیمکت بدوزد. دوباره دارد قابل اعتماد می‌شود، مخصوصا اگر هیچ وظیفه بازی‌سازی و هجومی نداشته باشد. پیکه، نیاز به یک دنیا زمان دارد. روی اعصابمان است این فصل. آلوز هم دیگر به زحمت می‌تواند خودش را جمع و جور کند. پاس‌هایش و سانترهایش از بد به هیچ کاهش یافته‌اند. آلبا، شلاق است به تن حریف. جلوی همه اینها، بوسکتس را داریم که مثل شب خیمه می‌زند بر سر همه‌شان و می‌پوشاند همه درشتی‌هایشان را. یا ستارالعیوب!
۹- سوارز، کاری بکن! پیش از آن‌که در اشک غرقه شوم، کاری بکن!
۱۰- نیمار، شاید هرگز نتواند مسی دیگری شود برای بارسا. قرار هم نیست که بشود. شاید اصلا دو سال دیگر اینجا نباشد و شاید برود بقیه عمرش را به تفریحات سالم بگذراند. چندان هم طرفدارش نیستیم، ولی می‌دانیم حالا که هست و برای بارسا بازی می‌کند، نمی‌توان از او چشم پوشید. اگر ستاره‌ای مثل سرجی روبرتو ما را در زمین نگه می‌دارد، این نیمار است که بازی‌ها را می‌برد.
۱۱- سوارز، گهی بخور. هر چه باشد.
۱۲- سندرو، شاید این فصل به انتهای دورانش در بارسا برسد. ناامید کننده است این بشر. احتمالا قرض می‌دهندش در پایان فصل، یا حتی در نیم‌فصل، تا کسی بیاورند که بتواند تاثیری در بازی بگذارد. دیدنش در زمین، دل ما را به درد می‌آورد.
۱۳- سوارز، گردنت خُرد! گردنت خرد که پیرمان کردی. امتیازآورترین بازیکن ما هستی و گردنت خرد که نمی‌توانی خیال تیم را راحت کنی.
۱۴- ختافه در هیچ لحظه‌ای از بازی نمی‌توانست برنده باشد. از دقیقه یک، به دنبال توپ و بارسا دوید و تا آخرش هم نرسید. بارسای این بازی، تیمی متفاوت بود با آن‌چه که در دو-سه هفته گذشته دیدیم. بالاخره کمی جدیت به زمین آوردند. راضی هستیم.
۱۵- سوارز! دیوانه‌مان کردی!
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: