September 23, 2015 at 10:01PM

۱- بدبختی در لایه‌های زیرین جهنم. جایی که هم قیف هست و هم قیر و هم قوزی پلشت متصدی تنقیه. سرگردانم در یافتن واژگانی که بتوانند نیمه اول را توصیف کنند. فاجعه اگر برادری بزرگتر داشت، شاید اینگونه بود. بارسای مهوع. بارسای محو. بارسای مه. بارسا با چشم‌های از حدقه درآمده در حیرت تندباد سلتا.
۲- تنها و تنها دلیلی که برای بازی دادن به متیو می‌توانیم قبول کنیم، مرگ آلبا و قطع نخاع شدن آدریانو است. این لامصب در حمله و دفاع می‌تواند به تیم خودی ضربه بزند. اگر دلمان به سرعتش خوش بود که امشب آن هم ناخوش شد. با هر نعوظ گوش راست آنها، متیو چنان محو می‌شد که انگار چروک (جوک قدیمی است، به خودتان فشار نیاورید).
۳- اولی، بدشانسی ما بود. دومی، خوش‌شانسی زیاد حریف بود. سومی، شوت عالی نولیتو بود. چهارمی، موقعیت تک به تک بود و نمی‌شود رویش حساب کرد. هنوز هم ترشتگن نباید گناهکار شناخته شود؟ دیگر کافیست توپ را از زمین بلند کنید تا احتمال گل‌ شدنش بیش از پنجاه درصد شود. از کاشته‌های دروازه‌بان حریف هم دیگر من می‌ترسم. او امشب روی همه چیزهای دیگر، روحیه‌اش را هم باخت. حالا دیگر منتظریم که براوو زودتر باز گردد.
۴- راستش را بخواهید، باید اعتراف کنم که سلتا ویگو بسیار بسیار خوب بود. هدفمند و دقیق بازی می‌کردند. به اندازه بارسا پاس دادند و کمتر هم اشتباه داشتند. اصلا از دقیقه پنج به بعد، منتظر بودیم که بازی را ببرند. نه، حق مطلب ادا نشد. آنها کاملا به حق باید برنده میدان می‌بودند، از همان دقیقه دهم حتی.
۵- مسی شاید دو سه بار چنین از بازی محو شده باشد. یکی‌اش برابر بایرن بوده، در آن شکست تاریخی. بعد از گل دوم آنها، خاطره چهار گل خورده‌مان برابر بیلبائو زنده شد و خودمان را دلداری دادیم که این بار، مسی باز می‌گردد. نیمه دوم می‌آید و جبران می‌کند. موسی امشب عصایش هیچ جادویی نداشت.
۶- نیمه دوم، به نظر می‌آمد که بهتر باشیم، ولی در واقع هیچ نبودیم. گرگ پشت در بسته خانه سنگی سه بچه خوک بودیم که هاف می‌کرد و پاف می‌کرد و هیچ نمی‌شد. سلتا، در همه سطوح از ما برد. هم نفر به نفر، هم تیمی، هم تاکتیکی و روی نیمکت، هم بازی زیبا، هم حضور خوب در حمله و دفاع. هیچ حرفی برای زدن نداشتیم و هیچ جوابی برای آن همه گل خورده. از دقیقه اول پی توپ دویدیم و سایه بازیکنان حریف. خرس وسط بودیم و بازیچه آنها. همیشه یک قدم از بازی عقب‌تر. دردناک آنجاست که فعلا هیچ از دستمان برنمی‌آید، جز نشستن به انتظار تعطیلات زمستانی. شرم‌آور بود این بازی.
۷- به نظرم اولین اشتباه، بازی دادن به متیو بود. در پله پایین‌تر، استفاده از روبرتو به جای راکیتیچ. یک قدم بعد از آن، تعویض روبرتو با مونیر، در حالی‌که سوارز شب بسیار بدی داشت. راکیتیچ که به جای بوسکتس آمد، دیگر تیم از هم پاشیده بود و همه چیز تمام شده بود. اگر لوییز انریکه می‌خواهد ریسک کند، جاهای بسیار بهتری دارد. اگر امشب ۳-۴-۳ بازی می‌کرد، احتمالا موفق‌تر بود.
۸- شب دردناکی بود و ما هم مازوخیست‌وار نشستیم به تماشا و درد کشیدیم و لذت بردیم از بازی سلتا ویگو. امیدوارم نولیتو همان‌جا بماند، که همه زیبایی لالیگا به همین پخش شدن بازیکنان در تیم‌هاست. امیدواریم بارسا بالاخره بفهمد که دردش چیست و به خصوص درد مسی چیست. گل‌نزدن‌هایش دیگر دارد یادآور پدرو می‌شود. شب دردآوری بود.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: