Archive for ژوئیه 2015

July 12, 2015 at 01:12PM

ژوئیه 12, 2015

صفر- بعد از آن فصل درخشان، سخت است دوباره بازگشتن به زمین. بارسای ما، چیز دیگری شد ناگهان. چیزی که نه می‌شناختیمش پیش از آن، و نه شاید هرگز دیگر. نقطه عطف بود. اوجی نامنتظره. یسر پس از عسر. هیولای هفت‌سر آتشین‌نفس. چیزی که نمی‌خواستیمش در آغاز و خودش را برازاند به ما. هم بازی زیبای بارسا را داشتیم و هم نتیجه را. خسته کننده نبودیم مثل فصل آخر پپ. انگیزه‌ها تازه شده بودند. آوردن راکیتیچ و سوارز، عالی بود. سوبی‌سارتا را هرچقدر بتوانیم برای اشتباه‌هایش بکوبیم و خریدهای بی‌حاصلش، آمدن این دو و ترستگن را مدیون اوییم.
۱- تمدید قرارداد با لوییز انریکه، کمترین جایزه اوست برای آن فصل خوب. هرچقدر هم بارسای سابق را دوست داشته باشیم، نمی‌توانیم جلوی حرکت رو به جلو را بگیریم. تیم او، به زیبایی تیم پپ بازی می‌کند و از آن هم کامل‌تر است. به جای سانچز و پدرو، دو فوق ستاره دارد و دفاع‌هایش از آن زمان بسیار بهترند. چیزی که ما را به حسرت وامی‌دارد، نرسیدن تولیدات لامزیا است به تیم اصلی. این وسط انریکه نباید چندان مقصر باشد.
۲- کوتاهی اصلی از باشگاه است که می‌گذارد استعدادهای خانگی به این سادگی از لای دست و انگشتانش بلغزند. دوران لاپورتا و کرویف، می‌توانست سنگ بنایی باشد برای چند دهه. بارسا به فلسفه‌اش چندان وفادار نمانده است و این برای هیچ کس هم مهم نیست. لاپورتا اگر که بازگردد، موجی از پوپولیسم همراه خود می‌آورد. رقابت انتخاباتی‌اش را ببینید که پر است از تخریب دیگران و وعده‌های بزرگ. نمونه‌اش را در سال‌های ۸۴ و ۸۸ دیده‌ایم. از بین این همه آدم، به نظرم بارتومئو معقول‌تر از دیگران است و بسیار سیاستمدارانه بازی می‌کند. امیدوارم به جای خرید بازیکن، تیم‌های پایه را بازسازی کند.
۳- دو دروازه‌بان بسیار خوب داریم. براوو تازه ۳۲ سالش است و چندسالی به راحتی می‌تواند خیال ما را راحت کند. از آن سو، ترستگن هم ۲۳ ساله هم به همان خوبی است و شاید هم بهتر. او احتمالا بهترین گزینه دروازه‌بانی برای تیمی است که پاس‌کاری را دوباره زنده کرده. ماسیپ هنوز اصلا امتحان نشده که بدانیم چه می‌کند، ولی احتمالا هرگز از دروازه‌بان سوم بارسا بالاتر نخواهد رفت.
۴- در دفاع نباید مشکل زیادی داشته باشیم. ماسچرانو حالا دیگر هافبک دفاعی نیست، یک دفاع وسط تمام عیار است، با وجود کوتاهی قدش. قیمت پیکه در میانه فصل گذشته به ۳۰ میلیون یورو رسیده بود و در انتهای فصل، دوباره به ارزشش در سال ۲۰۱۲: ۴۰ میلیون یورو. امیدواریم همان‌طور بماند. ورمالن باید خیلی تلاش کند تا به تیم راه یابد، ولی جنگ اصلی بین متیو و بارترا خواهد بود. بسیار زیاد دوست داریم این بارترای جوان را. دوست داریم او را همیشه در ترکیب اصلی ببینیم و نمی‌شود.
۵- باید چند ماه منتظر آلکس ویدال بمانیم و مجبوریم هنوز دست روی شانه‌های آلوز بگذاریم. از سال ۲۰۱۲ دارد افت می‌کند و حالا کمتر از یک سوم آن زمان می‌ارزد. او هم فصل گذشته جانی دوباره گرفته بود، ولی دیگر نمی‌شود زیاد رویش حساب کرد. آمار دفاعی ویدال به خوبی آلوز نیست. او بیشتر بال راست است تا دفاع. حفظ و کنترل توپ او فاجعه است. بسیار دقیق‌تر از آلوز شوت می‌زند و سانتر می‌کند، ولی نمره فنی او در کل بسیار پایین‌تر از آلوز است. باید به آینده امیدوار باشیم. وقتی آلوز از سویا آمد، به اندازه ویدال می‌ارزید. هر چه باشد، بهتر از دیدن نمایش‌های آدریانو است، که نمی‌دانیم چه بلایی سرش آمده. بهتر است اصلا درباره دوگلاس حرف نزنیم که ارزشش را ندارد. شاید این فصل توانست علائم حیاتی یک بازیکن بارسا را نشان دهد. آلبا در آن سوی میدان، بی‌رقیب است. آدریانوی هردوپاخوب سابق را در هافبک چپ به متیو ترجیح می‌دهیم، ولی دوست داریم آلبا هرگز بیرون از زمین نباشد.
۶- هافبک دفاعی که اصلا همان یکی کافیست. نبودن بوسکتس در تیم، انحطاط فوتبال است. واژگون شدن ارزشهای بارساست. کاهیدن‌اش به یک باشگاه. لنگر تیم. سفینه‌ نجات. استوانه نظام. فکر نمی‌کنم آلکس سانگ برگردد و یک سال دیگر هم روی نیمکت بارسا بنشیند. برای خودش هم بهتر است که برود.
۷- اگر که اینیستا و راکیتیچ و رافینیا و سرخی روبرتو کم بودند، آردا توران هم آمد. اولش کمی شک داشتیم به این انتخاب. منتظر پوگبا بودیم. حالا که شنیدیم انریکه به دنبالش بوده، و البته بعد از شنیدن نظر برادر کامیار، رفتیم و دوباره بازی هر دو را نگاه کردیم. توران، بسیار شبیه‌تر به اینیستا و بارسا بازی می‌کند تا پوگبا؛ بگذریم که هیچ کدام آن سبکی و سادگی پاهای اینیستا را ندارند و هیچ کدام از سر تا پا بیینده را پر از شعف نمی‌کنند. پوگبا سریع است و بیشتر فضای حرکت می‌خواهد. توران مثل اینیستا توپ را نزدیک به خودش نگه می‌دارد و هر لحظه ریتم و مسیر عوض می‌کند. سیمئونه موجودی خشمگین از او ساخته بود و ما هم درست همان را می‌دیدیم. به نظر می‌رسد که انتخاب درستی باشد. مانور لاپورتا را هم دارید؟ گفته اگر من بودم پوگبا را می‌آوردم. گفته پیشنهاد ۸۰ میلیونی بارسا برای او، مسخره بوده. گفته تصمیم درباره توران را به آبیدال وامی‌گذارم و انریکه. اصلا آبیدال را مدیر ورزشی معرفی کرده، چون می‌داند محبوب است بین هواداران. مردک دلقک! اینجا هم متاسفیم که چرا رافینیای خوش آتیه نمی‌تواند جایی در تیم داشته باشد.
۸- سه مهاجم و دیگر هیچ. پدرو به سوی چلسی روان است و مونیر در تیم می‌ماند. انریکه نمی‌توانست آشکارتر از این حرفش را بزند.
۹- و اما سقوط غم‌انگیز بارسای ب به دسته پایین‌تر. شاید اگر بازیکنان مهمی مثل مونیر را به تیم اصلی نمی‌آوردند، الان سقوط نکرده بودند. آلکس گریمالدو هنوز معلوم نیست بماند، ولی می‌تواند در آینده پست دفاع چپ را از آلبا تحویل بگیرد. ادگار له هم بالاخره زمانی در سطح اول اروپا بازی خواهد کرد. مهم این وسط، سرخی سامپر است. او را باید تالی بوسکتس حساب کنیم. به همان خونسردی و به همان خوش‌فکری. هر وقت برای بارسا بازی کرد، راحت در ترکیب تیم جا افتاد. بسیار زیاد منتظر دیدنش هستم. آلن هلیلوویچ هم باید کم‌کم به نیمکت ذخیره بارسا راه پیدا کند و انریکه هم او را به تمرین اول تیم اصلی دعوت کرده. او باید سه چهار سال دیگر در نوبت باشد. ترائوره و دونگو و رامیرز هم شاید روزی به تیم اصلی برسند، ولی نه در دو-سه سال آینده. اگر بارسا بتواند گریمالدو، مونیر، سامپر و رامیرز را به تیم اصلی برساند، باید به خودش افتخار کند.
۱۰- تمرین بارسا از فردا شروع می‌شود. در کل از خریدهای تیم و ترکیبش راضی هستیم، هرچند ویدال باید خیلی تلاش کند برای اثبات و بهترکردن خودش و خرید توران ۲۸ساله هم سرمایه‌گذاری دو-سه ساله‌ای بیش نیست. پارسال همین روزها بود که گفتم به آمدن جوان‌های بارسا خوشبین هستم. امسال هم باید تکرارش کنم. این جوانان پس چرا نمی‌آیند؟

(منابع اطلاعات: http://ift.tt/1aqYycC و http://www.squawka.com)
via Facebook

Advertisements

Buddy Guy on the Rolling Stones: ‹They Were So Damn Wild›

ژوئیه 10, 2015

عصر جمعه‌تان را به «سنگهای غلتان» بیارایید و «آبهای گل‌آلود»، با پیرمردهای باحالی که آخرین‌های آن نسل عجیبند و «بلوز»ی که این روزها دیگر سخت یافت می‌شود.

— اگر حوصله داشتید هم بخوانیدش.
via Facebook http://ift.tt/1IHHKD0

July 10, 2015 at 03:20PM

ژوئیه 10, 2015

عصر جمعه‌تان را به «سنگهای غلتان» بیارایید و «آبهای گل‌آلود»، با پیرمردهای باحالی که آخرین‌های آن نسل عجیبند و «بلوز»ی که این روزها دیگر سخت یافت می‌شود.

— اگر حوصله داشتید هم بخوانیدش.
via Facebook

July 06, 2015 at 10:34PM

ژوئیه 6, 2015

این قسمت برنامه جناب جان الیور، شاید ترسناک‌ترین و عجیب‌ترین برنامه‌اش باشد تا امروز. میل به «اکشن» در تلویزیون به جایی رسیده که برنامه‌ می‌سازند درباره گروه‌هایی که کارشان شکار مظنونان فراری است. در این راستا، مسابقه هم می‌گذارند: دو گروه که باید یک نفر را شکار کنند و در این بین، هر وسیله‌ای و هر خشونتی برابر دوربین و بر روی «مظنون» آزاد است. تازه «مظنون»ها گاهی کسانی‌اند که با وثیقه آزاد شده‌اند و احتمالا جریمه کارشان کمتر از پول وثیقه بوده است. دل و روده آدم را می‌لرزاند این برنامه.
جان الیور: این برنامه نشان می‌دهد همه ما چقدر با این سیستم کاری وثیقه در دستگاه قضایی‌مان راحتیم.آن‌قدر که برنامه‌ای تلویزیونی درباره کسانی که به عنوان ورزش با تفنگ «انسان»ها شکار می‌کنند، کاملا قانونی به نظر می‌رسد چون فکر می‌کنیم که تنها دارند کار واقعی و روزمره‌شان را می‌کنند.
via Facebook

Last Week Tonight with John Oliver: Bail (HBO)

ژوئیه 6, 2015

این قسمت برنامه جناب جان الیور، شاید ترسناک‌ترین و عجیب‌ترین برنامه‌اش باشد تا امروز. میل به «اکشن» در تلویزیون به جایی رسیده که برنامه‌ می‌سازند درباره گروه‌هایی که کارشان شکار مظنونان فراری است. در این راستا، مسابقه هم می‌گذارند: دو گروه که باید یک نفر را شکار کنند و در این بین، هر وسیله‌ای و هر خشونتی برابر دوربین و بر روی «مظنون» آزاد است. تازه «مظنون»ها گاهی کسانی‌اند که با وثیقه آزاد شده‌اند و احتمالا جریمه کارشان کمتر از پول وثیقه بوده است. دل و روده آدم را می‌لرزاند این برنامه.
جان الیور: این برنامه نشان می‌دهد همه ما چقدر با این سیستم کاری وثیقه در دستگاه قضایی‌مان راحتیم.آن‌قدر که برنامه‌ای تلویزیونی درباره کسانی که به عنوان ورزش با تفنگ «انسان»ها شکار می‌کنند، کاملا قانونی به نظر می‌رسد چون فکر می‌کنیم که تنها دارند کار واقعی و روزمره‌شان را می‌کنند.
via Facebook https://www.youtube.com/watch?v=IS5mwymTIJU