June 06, 2015 at 11:05PM

۱- سرخورده‌ شدیم که مجبور بودیم نیمه دوم را هم بازی کنیم. همان نیمه اول باید کافی می‌بود برای چند گل. حالا آن‌ها هم چند موقعیت خوب داشتند و می‌توانستند گل بزنند، ولی تصمیم گرفتیم آنها را نبینیم.
۲- این نیمار، هنوز با فاصله خوبی اعصاب خردترین بازیکن بارساست و در تلاش برای کسب رتبه اول مزخرف‌ترین آدم دنیای فوتبال، بعد از بلاتر. آلوز هم با آن «فرنچ وَکس» روی سرش، باید بالاخره یاد بگیرد که این‌طور وحشیانه از جایش بیرون نیاید. ماسچرانو در آن چند دقیقه اول ما را سکته داد. انتظار آن گل زودهنگام را نداشتیم.
۳- اگر این درخشان‌ترین بارسای چند سال گذشته نیست، اگر قوی‌ترین نیست، اقلا موثرترین است و عاقل‌ترین. متعادل‌ترین است، در قیاس با تیم بی‌دفاع سه-چهار سال گذشته. بگذارید تشکری دوباره کنیم از زوبی‌زارتا به خاطر خریدهای خوبش و به رغم خریدهای افتضاحش. تراستگن و راکیتیچ، عالی بودند و سوارز هم بسیار خوب.
۴- و اما راکیتیچ. گل زدن در فینال لیگ قهرمانان، کمترین حق او بود که هرگز به اندازه ستاره‌های بزرگ توجه و تقدیر نمی‌بیند. زینب بلاکش تیم. کسی که همه کارهای کثیف را می‌کند تا ستاره‌ها دردسری نداشته باشند. خوشحالیم از بودن او.
۵- هر جا که پوگبا رفت، بدانید که آن تیم قهرمان فصل بعد اروپاست. این پسرک شاید همان چیزیست که ما کم داریم. او و راکیتیچ می‌توانند هافبک بارسا را قدرتی-سرعتی کنند، هرچند که دیگر چندان تکنیکی نخواهیم بود.
۶- جای خالی اینیستا را چگونه پر کنیم، فردا روزی که او هم مثل چابی بخواهد برود؟ دلمان به درد می‌آید از شدت خوب بودن او و این‌که دارد پیر می‌شود و هیچ کاری هم نمی‌توانیم برایش بکنیم. برای گل اول بارسا، دیدنی بود حرکتش. تعویض او با چابی، عجیب بود.
۷- بازی را هزار جور می‌توانستیم ببریم. لامصب‌ها به این راحتی گل نمی‌زنند. این همه موقعیت. این همه توپ خوب. حتی وقتی گل درست هم زدند، باز هم یک جای کار ایراد داشت: داور.
۸- سوارز هم یک گل در فینال حقش بود. نه برای بازی امشب، که به خاطر تلاشش در همه بازی‌ها.
۹- به هر حال بردیم. به هزار لطایف‌الحیل هم که شده، بردیم. به کثافت‌کاری هم کار را کشاندیم حتی. چندان امیدوار نبودیم به هافبک‌هایمان برابر ویدال و پوگبا. به خیر گذشت. بازی خوبی بود. درگیرانه و نزدیک. نوش‌جان بارسا و ما. اولین تیمی که دو بار توانسته هر سه جام را در یک فصل بگیرد.
۱۰- عرض احترام خدمت یووه. مجبور شدند به بازی باز، بعد از آن گل زودهنگام و نشان دادند که خوب هستند و احترام‌انگیز. به سختی می‌توان پذیرفت که تیمی برابر این بارسا شانسی داشته باشد و آنها واقعا در لحظاتی می‌توانستند بازی را ببرند. عرض احترام جناب آلگری. می‌دانستند که شانس کمتری دارند و بهتر از این نمی‌توانستند باشد.
۱۱- عرض احترام خدمت لوییز انریکه مارتینز. اگر کسی توانست در اولین فصلش در تیمی هر سه جام مهم را ببرد، باید شانسی به فصل دومش هم بدهید. او از تیمی واپاشیده توانست چنین موجود زیبای منسجمی بسازد. از جزایر تک‌افتاده توانست قاره‌ای بسازد. به تیمش چیزهای تازه‌ای افزود و بارسا را به اوج تازه‌ای رساند. بگذارید بماند. می‌توانیم بارسای قبل نباشیم و باز هم دوست‌داشتنی باشیم و زیبا.
۱۲- دلمان برای چابی تنگ شده و گلیمان را بغض گرفته از همین الان. از همین آخرین باری که جام را برای بارسا روی دستانش بلند کرد. از این آخرین بازی‌اش برای بارسا. از وزنی که روی نیمکت داشت و در زمین. از نقشی که در این فصل بازی کرد در بازسازی تیم و ساماندهی رفتارها.
۱۳- بیزاری می‌جوییم از حرکت نیمار و پیشانی بند «۱۰۰٪ عیسی» او. نمادهای مذهبی و سیاسی جایی در فوتبال ندارند. حال ما را هم به هم می‌زنند.
۱۴- چهار ماه بی‌فوتبال؟ بی هیجان؟ بی‌ بارسا؟ چرا؟
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: