Archive for مه 2015

May 13, 2015 at 09:10AM

مه 13, 2015

هرگز این آهنگ را فراموش نخواهید کرد، ترانه‌اش را اگر بخوانید. روزهاست که آن چند ثانیه اولش چسبیده به مغزم و خودش را تکرار می‌کند. دوره‌هایی داشته‌ام که روی گروه‌هایی گیر کرده بودم. مدتی لد زپلین بود و زمانی متالیکا و دوره‌ای طولانی پینک فلوید و بازه کوتاهی بوناماسا و مثلا آر.ای.ام و دیگران. این دوره جیم موریسون و دِ دورز برایم بسیار عجیب است. هیچ چیز دیگری نمی‌توانم گوش کنم. صدای هولناکش رهایم نمی‌کند و بدتر این‌که به تازگی اسیر صداسازی عجیب ری مانزارک هم شده‌ام. کارهای این گروه را می‌شود دو دسته کرد: عالی و فوق‌العاده.

Before you slip into unconsciousness
I’d like to have another kiss
Another flashing chance at bliss
Another kiss, another kiss

The days are bright and filled with pain
Enclose me in your gentle rain
The time you ran was too insane
We’ll meet again, we’ll meet again

Oh tell me where your freedom lies
The streets are fields that never die
Deliver me from reasons why
You’d rather cry, I’d rather fly

The crystal ship is being filled
A thousand girls, a thousand thrills
A million ways to spend your time
When we get back, I’ll drop a line

— The Doors – Crystal Ship
via Facebook

Advertisements

May 09, 2015 at 06:54PM

مه 9, 2015

اگر که واقعا گواردیولا با من سیتی به توافق رسیده باشد، دیگر «شیرو»ی ما نیست.
via Facebook

May 06, 2015 at 11:04PM

مه 6, 2015

۱- «لازاروس برخیز»، گفت عیسای ناصری با دستان گشاده رو به آسمان و نگاهی به دل خاک. «لازاروس، برخیز که تو را جای هنوز نه زیر خاک است، که استوار بر دو پای»، گفت عیسای معجزه‌گر به ایلعازر، که سه روز پیش جان داده بود و مادرش عیسی را به بسترش خوانده بود بهر نماز و دعا، لکن مولا دیر رسیده بود. «لازاروس، برخیز که به اذن پدر مقدس تو زنده‌ای». مادرش بی‌تابانه دامن عیسی را رها نمی‌کرد، مگر که فرزندش را بازگرداند. «لازاروس، پاشو نکبت این ننه‌ات ما رو گایید»
۲- بارسلونا برنخاست، هرچه که مولا نهیب زد. بارسلونا تک تک لحظات را حرام کرد تا آن‌گاه که مسیح خودش دست به کار شد. مسیح، با آغوش باز و نگاهی به آسمان، مسیح معجزه‌گر با پاهایی از جنس کندر و جادو. مسیحی که زنده نکرد، بل نیم‌نگاهی به بواتنگ انداخت و او به زمین درغلتید، انگار که پیش از آن هرگز نزیسته بود.
۳- و ما را این بازی معجزتی پربها بود. این که دو شیوه بازی محبوب ما در فینال به هم نخوردند تا بتوانیم دو بار لذت ببریم، خودش هبه‌ای بود از جانب بالا. و بی‌نهایت خوشحالیم که ناگهان مونیخی ها چنین فجیع واپاشیدند. مشعوفیم که اقلا بخشی از انتقام آن سال سیاه را گرفتیم.
۴- یک نیمه را شاه بودیم و دیگری را برنده. یک نیمه را برتر بودیم و دیگری را موثر. یک نیمه را بارسلونا بودیم و دیگری را قهرمان. یک نیمه را در خیال هفت گل سپری کردیم و دومی را در انتظار مساوی دردناک، تا آن لحظه باشکوه. آن لحظه‌ای که بایرن خودش را از جبین بازی سترد. دقیقه هفتاد و هفت را باید مسی و بارسلونا در خاطراتشان بنویسند.
۵- عرض احترام بسیار زیاد خدمت بایرن. انتظار نداشتیم که بتوانند این‌گونه دوام آورند برابر موج موج هجوم بارسا. با همه تنگدستی، بسیار بهتر از آن بودند که فکر می‌کردیم. سخت است دیگر از مسی گفتن. واژه‌ها تمام شده‌اند و او هنوز نه. بایرن در آن ربع ساعت آخر، تمام شده بود. تحلیل رفته بود. دیگر هیچ نداشت. ساییده و مالیده بود. الیور کان می‌گوید اینجاست که هر دو تیم راضی شده‌اند به مساوی و ناگهان یک نفر، یک ستاره، یک اعجوبه، همه چیز را عوض می‌کند.
۶- البته هنوز پپ را دوست داریم و بایرن بی‌ریبری و بی‌روبن را. البته که هنوز فکر می‌کنیم فوتبال زیبا را امشب دیدیم و نه دیشب. فوتبال حساب شده نه در حد مرگ، تاکتیکی نه در حد خفگی، هجومی نه در حد خودکشی. پپ بعد از پانزده دقیقه سیستم بازی را عوض کرد و به پاس‌های بلند و سانتر از گوشه‌ها رو آورد، ولی بارسای امشب برای هرچیزی آماده بود.
۷- خوشحالیم که بالاخره به آلوز فهمانده‌اند چه کند. نگران‌کننده‌ترین بازیکن بود برای ما و در آخر به اندازه کافی عاقلانه بازی کرد. شاید می‌توانستیم در میانه میدان بسیار بهتر باشیم. راکیتیچ نیمه دوم، سی دقیقه تمام غایب بود. اینیستا از کار افتاده بود و ما، ناخن خود می‌جویدیم و آبجوی سیاه می‌نوشیدیم و مسیح را به یاری می‌طلبیدیم و در آخر، ظاهر شد بر ما بندگان راستین.
۸- اگر که مسی نبود، نویر امشب را به نام خود زده بود. نگذاشت همان نیمه اول کار را تمام کنیم و ما را در بیم و امید نگاه داشت تا آن اشتباه زیبای دقیقه هفتاد و هفتش. خوش گذشت و از او متشکریم.
۹- بارسای امشب، نهایت بارسای محتاط بود. بارسای بازی مونیخ لابد از این هم محتاط‌تر خواهد بود و بارسای فینال، گاو خشمگین. منتظر یک بارسای وحشی هستیم و یک بارسای بی‌رحم.
۱۰- لازاروس در انتها کمی برخاست. سرکی بلند کرد و گلکی زد و خندکی و نیمه چشمکی به دوربین. امشب را پس از مدتها بسیار خوشحال می‌خوابیم.
via Facebook

رئیس اتحادیه آرایشگران مرد ایران: مرد باید مرد باشد | جامعه | DW.DE | 05.05.2015

مه 5, 2015

— مرد باید مرد باشد و مدل موی شیطان پرستی و همجنس‌گرایی نداشته باشد

آرایشگران مرد ایرانی چندی پیش از سوی رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه تهدید شده بودند در صورت برداشتن زیر ابرو، آرایشگاه‌ آن‌ها پلمب خواهد شد. آن‌ها اکنون دستورالعمل جدیدی برای کوتاه کردن مو دریافت کرده‌اند.

مصطفی گواهی، رئیس اتحادیه آرایشگران مرد ایران می‌گوید علاوه بر برداشتن زیر ابروی مردان، سولاریوم، تتو، خالکوبی و اصلاح موی مردان به مدل‌های شیطان پرستی و همجنسگرایی هم می‌تواند سبب پلمب شدن آرایشگاه شود.

او از تهیه آلبومی متشکل از ۳۶ مدل موی سر مردان خبر داده که در اختیار آرایشگران تمام استان‌های ایران قرار گرفته است. به گفته او این آلبوم می‌تواند راهنمای خوبی برای آرایشگران باشد و به‌زودی جلد دوم این آلبوم مشتمل بر ۴۰ مدل موی جدید در اختیار آرایشگران قرار خواهد گرفت.
via Facebook http://ift.tt/1Ie4uLx

U2 & Bruce Springsteen – Where the streets have no name & Still havent found LIVE RED

مه 3, 2015

برای بازخوانی کارهای U2 فکر نمی‌کنم کسی بهتر از بروس اسپرینگزتین در دنیا وجود داشته باشد. بونو و بروس، دو آدم شاکی با درک متوسطی از موسیقی و کارهایی معمولی که توانستند تنها برپایه محتوای ترانه‌هایشان و ارتباط خوب با قشر متوسط جامعه، برای خود قلمرو پادشاهی باشکوهی بسازند، می‌توانند و باید به این کارشان افتخار کنند. تفاوت این دو و چیزی که باعث می‌شود من U2 را بسیار بیشتر دوست داشته باشم، گیتار The Edge است و ریتم‌هایی که او ساخته. البته میلیاردها آهنگ بسیار شلوغ بروس‌خان (پر از بوق و ترومپت و ساکسفون و پیانو و گیتار و مثلث و ضیاع و عقار) هم بی‌اثر نبوده است.
بونو ترانه «جایی که خیابان‌ها نامی ندارند» را بر پایه این «ملاحظه» نوشت که می‌شود درآمد و دین هر کسی را مخصوصا در بلفاست، تنها بر اساس خیابان محل زندگی‌اش مشخص کرد.
می‌توانید نسخه اصلی را هم از اینجا ببینید: http://goo.gl/PiJsY
via Facebook http://ift.tt/11MSz4j

Bob Geldof – The Great Song Of Indifference (HQ)

مه 3, 2015

سر باب گلداف، عجیب است. میلیونری که پای ثابت همه برنامه‌های عام‌المنفعه است و فعال اجتماعی، ترانه‌ای می‌خواند درباره این‌که دنیا به تخمش هم نیست. هر آن چه زشتی و ضعف در جامعه می‌بیند، ردیف می‌کند و می‌گوید که برایش مهم نیست. همه این‌ها را هم روی ریتم «شش و هشت» ایرلندی می‌گوید و سرخوشانه بالا پایین می‌پرد و یک استادیوم هم به دنبالش. خوب آقاجان، خوب!
via Facebook http://ift.tt/1zFMOFT

Mediathek: 3sat im 24 Stunden Livestream

مه 1, 2015

اگر شبکه 3sat رو دارید، تا شب با کون تو فسنجون هستید. کنسرت‌های خوب، پشت سر هم. از دستشون ندید. می‌تونید از اینجا هم ببینید.
via Facebook http://ift.tt/1hVAGoP