May 06, 2015 at 11:04PM

۱- «لازاروس برخیز»، گفت عیسای ناصری با دستان گشاده رو به آسمان و نگاهی به دل خاک. «لازاروس، برخیز که تو را جای هنوز نه زیر خاک است، که استوار بر دو پای»، گفت عیسای معجزه‌گر به ایلعازر، که سه روز پیش جان داده بود و مادرش عیسی را به بسترش خوانده بود بهر نماز و دعا، لکن مولا دیر رسیده بود. «لازاروس، برخیز که به اذن پدر مقدس تو زنده‌ای». مادرش بی‌تابانه دامن عیسی را رها نمی‌کرد، مگر که فرزندش را بازگرداند. «لازاروس، پاشو نکبت این ننه‌ات ما رو گایید»
۲- بارسلونا برنخاست، هرچه که مولا نهیب زد. بارسلونا تک تک لحظات را حرام کرد تا آن‌گاه که مسیح خودش دست به کار شد. مسیح، با آغوش باز و نگاهی به آسمان، مسیح معجزه‌گر با پاهایی از جنس کندر و جادو. مسیحی که زنده نکرد، بل نیم‌نگاهی به بواتنگ انداخت و او به زمین درغلتید، انگار که پیش از آن هرگز نزیسته بود.
۳- و ما را این بازی معجزتی پربها بود. این که دو شیوه بازی محبوب ما در فینال به هم نخوردند تا بتوانیم دو بار لذت ببریم، خودش هبه‌ای بود از جانب بالا. و بی‌نهایت خوشحالیم که ناگهان مونیخی ها چنین فجیع واپاشیدند. مشعوفیم که اقلا بخشی از انتقام آن سال سیاه را گرفتیم.
۴- یک نیمه را شاه بودیم و دیگری را برنده. یک نیمه را برتر بودیم و دیگری را موثر. یک نیمه را بارسلونا بودیم و دیگری را قهرمان. یک نیمه را در خیال هفت گل سپری کردیم و دومی را در انتظار مساوی دردناک، تا آن لحظه باشکوه. آن لحظه‌ای که بایرن خودش را از جبین بازی سترد. دقیقه هفتاد و هفت را باید مسی و بارسلونا در خاطراتشان بنویسند.
۵- عرض احترام بسیار زیاد خدمت بایرن. انتظار نداشتیم که بتوانند این‌گونه دوام آورند برابر موج موج هجوم بارسا. با همه تنگدستی، بسیار بهتر از آن بودند که فکر می‌کردیم. سخت است دیگر از مسی گفتن. واژه‌ها تمام شده‌اند و او هنوز نه. بایرن در آن ربع ساعت آخر، تمام شده بود. تحلیل رفته بود. دیگر هیچ نداشت. ساییده و مالیده بود. الیور کان می‌گوید اینجاست که هر دو تیم راضی شده‌اند به مساوی و ناگهان یک نفر، یک ستاره، یک اعجوبه، همه چیز را عوض می‌کند.
۶- البته هنوز پپ را دوست داریم و بایرن بی‌ریبری و بی‌روبن را. البته که هنوز فکر می‌کنیم فوتبال زیبا را امشب دیدیم و نه دیشب. فوتبال حساب شده نه در حد مرگ، تاکتیکی نه در حد خفگی، هجومی نه در حد خودکشی. پپ بعد از پانزده دقیقه سیستم بازی را عوض کرد و به پاس‌های بلند و سانتر از گوشه‌ها رو آورد، ولی بارسای امشب برای هرچیزی آماده بود.
۷- خوشحالیم که بالاخره به آلوز فهمانده‌اند چه کند. نگران‌کننده‌ترین بازیکن بود برای ما و در آخر به اندازه کافی عاقلانه بازی کرد. شاید می‌توانستیم در میانه میدان بسیار بهتر باشیم. راکیتیچ نیمه دوم، سی دقیقه تمام غایب بود. اینیستا از کار افتاده بود و ما، ناخن خود می‌جویدیم و آبجوی سیاه می‌نوشیدیم و مسیح را به یاری می‌طلبیدیم و در آخر، ظاهر شد بر ما بندگان راستین.
۸- اگر که مسی نبود، نویر امشب را به نام خود زده بود. نگذاشت همان نیمه اول کار را تمام کنیم و ما را در بیم و امید نگاه داشت تا آن اشتباه زیبای دقیقه هفتاد و هفتش. خوش گذشت و از او متشکریم.
۹- بارسای امشب، نهایت بارسای محتاط بود. بارسای بازی مونیخ لابد از این هم محتاط‌تر خواهد بود و بارسای فینال، گاو خشمگین. منتظر یک بارسای وحشی هستیم و یک بارسای بی‌رحم.
۱۰- لازاروس در انتها کمی برخاست. سرکی بلند کرد و گلکی زد و خندکی و نیمه چشمکی به دوربین. امشب را پس از مدتها بسیار خوشحال می‌خوابیم.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: