Archive for فوریه 2015

February 28, 2015 at 06:13PM

فوریه 28, 2015

۱- بارسای واقعی، چیزی است مثل اسلام واقعی. نمی‌دانی کدام چهره‌اش را باور کنی و کدام یک راستین است. با آن روی زیبایش باید بشناسی‌اش که آتلتی و سیتی را به خاک و خون کشید، یا با این روی خفیف و رنجورش که برابر تیم‌های پایین لالیگا می‌بینی؟
۲- نیمه اول، حتی پنج دقیقه نداشت که دلت را خوش کند. هیچ بازیکنی خوب نبود. مطلق. حتی ماسچرانو. مسی و نیمار، به کلی خارج از بازی بودند. چابی و راکیتیچ، هیچ تسلطی به زمین نداشتند و همه تیم، مضحکه‌ای بود به تمام عیار. گرانادا بود که هر کاری دلش می‌خواست با بارسا می‌کرد. شاید هم واقعا بارسا نمی‌تواند زودتر از ساعت ۶ بازی کند.
۳- شاید بارسای این بازی و به خصوص نیمه دومش، بیشتر شبیه به آنی باشد که لوییز انریکه در سر دارد. بارسایی که بر محور سوارز می‌چرخد و شانس. مسی در این سیستم دیگر نقش کلیدی ندارد. می‌کوشد برای تحمیل خودش به تیم و «نشان دادن ارزش‌هایش». در نتیجه، گندی می‌زند به بازی که آن سرش ناپیدا. بی‌علاقه به همه چیز می‌شود، مگر خودش. توپ‌هایی که لو می‌دهد، باعث گل خوردن می‌شوند و او همچنان در دنیای خودش است.
۴- تیم انریکه، مجبور به بازی است با تاکتیک‌های مربی. برایش ولی جان نمی‌دهد. حداکثر به اندازه کافی بازی می‌کند. همان‌قدر که نبازند. همان‌قدر که تماشاچی‌ها با استادیوم قهر نکنند. بازی امروز، خجلت‌بار بود. شیوه مدیریت لوییز انریکه، کار را برای او سخت کرده. از حالا می‌گویند که او سال دیگر سرمربی بارسا نیست. می‌گویند که او و مسی با هم حرف نمی‌زنند. دیده‌ایم که همه دستورهایش از راه ماسچرانو به تیم می‌رسد، نه کاپیتان‌ها. تعویض سوارز نمی‌دانیم به چه دلیلی بود (شاید به خاطر تحقیر حریف یا پاس به مسی؟)، ولی نمی‌تواند عاقلانه بوده باشد. نیمار با آن بازی افتضاحش تا آخر ماند و روی اعصاب ما راه رفت ولی به جایش کسی که در دوبازی گذشته همه گل‌های تیم را زده یا ساخته، تعویض شد. حق داشت آن همه عصبانی باشد. فقط می‌شود راکیتیچ را شایسته دانست در این بازی و پس از او، سوارز را.
۵- بارسای واقعی، احتمالا این است؛ نه آن‌چه ما در جستجوی آنیم و نه آن‌چه در بازی با منچستر دیدیم. چهره واقعی بارسا، زیبا نیست؛ حالا گیریم به کراهت چهره اسلام «بت‌شکن» نباشد.
via Facebook

Advertisements

February 27, 2015 at 02:50PM

فوریه 27, 2015

via Facebook

February 26, 2015 at 09:27PM

فوریه 26, 2015

It is indeed spectacular!
via Facebook

February 26, 2015 at 09:04PM

فوریه 26, 2015

از طرف دادسرای ویژه روحانیت به شاگردان ایشان گفته‌اند که ایشان «عرفان کاذب» داشته‌اند.
via Facebook

February 24, 2015 at 11:01PM

فوریه 24, 2015

۱- منچستر امشب دهکده‌ای بود دورافتاده، در گوشه‌ای از کاتالونیا. آبی‌ها را امشب صاحب بودیم، دست بسته و دهان بسته. موج موج بر سرشان فرو می‌آمدیم، هرگاه که می‌خواستیم. تک تک نفرات بارسا برتر بودند از حریف، جز آلوز. مهارنشدنی بودیم، رام نشدنی، ناایستا، خستگی ناشناس، گرسنه، درنده. بر روی زمین حریف استوار ایستادیم، با هر دو پا، با وزنی که روی پای جلو انداخته بودیم. امشب را خدا بودیم.
۲- سوارز انگار درست در لحظه‌ای که باید، اوج گرفته است. به گونه‌ای بازی می‌کند که می‌شود صدها پاس اشتباهش را بخشود. نیمار، از همیشه‌اش کمرنگ‌تر، زابالتا را مشغول کرده است و نمی‌گذاردش جلو برود. از آن سو، مسی، زئوس خدایان، آتنای مهارت و هوش، پوزیدون دریاها، آفرودیت زیبایی و لذت، آپولوی هنر و موسیقی، هر دوازده تیتان با هم، فکر می‌کنید لازم است اصلا این جمله را ادامه دهم یا تمام کنم؟
۳- چهل و پنج دقیقه طول کشید تا منچستری‌ها یک شوت به دروازه بارسا بزنند. چهل و پنج دقیقه درخشان. نیمه دوم، اقلا آن پانزده دقیقه اولش، بارسا انگار به زمین نیامده بود. غباری بود از آنچه که قبل از آن. همهمه‌ای گم در هیاهوی استادیوم امارات.
۴- راکیتیچ را می‌ستاییم، که همه انرژی‌اش را قطره قطره عرق می‌کند. اینیستا را می‌ستاییم، که بعد از عمری توانسته خودش را بازتعریف کند و بازی‌اش را با نیاز تیم تطبیق دهد. او امشب تلفیقی از چابی و اینیستای چهار سال پیش بود. هنوز نتوانسته‌ایم بوسکتس را دوباره باور کنیم، با اینکه بهتر از قبل شده است و فعال‌تر. باید اقلا بیست درصد سرعتش را زیاد کنند. وقتی که به جای راکیتیچ بازی کرد، همه چیز عجیب شده بود. ما سایمون شده بودیم و زمین، سرزمین گچ‌های نقاشی.
۵- پیکه نیمه دوم، همه تیم بود. حتی ماسچرانو هم اشتباه کرد و او نکرد. به راحتی می‌توانستیم چند گل بخوریم، اگر او امشب دلش هوای حبیب یا طبیبش را کرده بود. آلبا دارد با بلاهت نیمار به هدر می‌رود و در آن سو، کاش می‌شد آلوز را به کسی بخشید یا به جایش هفتاد فقیر را طعام داد.
۶- مسی باید اقلا یک گل می‌زد و تا لحظه آخر منتظرش ماندیم. پنالتی را که گرفت، باور نمی‌کردیم گل نشود و باور نمی‌کردیم که بازگشتش را هم آن طور ناشیانه به بیرون بزند. بارسا می‌توانست امشب کاری کند که احتیاج به بازی برگشت نباشد. حیف.
۷- از پلگرینی ممنونیم و سیتی، برای فوتبال و به خاطر فوتبال. بگذارید میلیاردها دلار پول نفت در تیمی خرج شود، ولی سرنوشتش دست کسی باشد که این بازی را دوست دارد، نه آنی که هرگز فوتبال بازی نکرده است. بگذارید میلیون‌ها دلار در جیب ستاره‌های کم‌نور برود، ولی ما به همین هیجان یک و نیم ساعته‌مان خوش باشیم و جلوی این صفحه لامصب بنشینیم و شوت بزنیم یا خودمان را جلوی توپ بیندازیم. بگذارید یادمان برود نفس کشیدن برای چند دقیقه. بگذارید مثانه‌مان بترکد ولی نتوانیم قبل از پایان نیمه از جا بلند شویم. بگذارید اگر تیممان برد، فردایش نیشمان تا بناگوش باز باشد و اگر باخت، همه روز را از رختخواب جدا نشویم. بگذارید یادمان برود همه چیز. برای همین یک شب. برای همین نود دقیقه.
via Facebook

February 23, 2015 at 10:00PM

فوریه 23, 2015

Religion has actually convinced people that there’s an invisible man — living in the sky — who watches everything you do, every minute of every day. And the invisible man has a special list of ten things he does not want you to do. And if you do any of these ten things, he has a special place, full of fire and smoke and burning and torture and anguish, where he will send you to live and suffer and burn and choke and scream and cry forever and ever ’til the end of time!

But He loves you.

In the Bullshit Department, a businessman can’t hold a candle to a clergyman. ‹Cause I gotta tell you the truth, folks. When it comes to bullshit, big-time, major league bullshit, you have to stand in awe of the all-time champion of false promises and exaggerated claims: religion. No contest. No contest. Religion. Religion easily has the greatest bullshit story ever told.
via Facebook

February 23, 2015 at 09:32PM

فوریه 23, 2015

با دیدن هر برنامه جان الیور، علاقه و احترام من خدمت ایشان و برنامه‌شان بیشتر می‌شود. موضوع‌هایی که انتخاب می‌کند و وقتی که روی هر کدام می‌گذارد و ریشه‌یابی‌هایش و نگاه تیزش به کنار، طنزی که همراه تلخ‌ترین داستان‌ها به خوردتان می‌دهد اصلا خودش نفسی است، ممد حیات و مفرح ذات. جایی هم می‌فرماید:
«حالا این وسط روح فرانتس کافکا داره فکر می‌کنه: حق نداری به این موقعیت بگی کافکایی. اصلا نمی‌خوام اسم من حتی نزدیکی این گه‌کاری برده بشه.»
via Facebook

February 21, 2015 at 06:11PM

فوریه 21, 2015

۱- شهر در آشوبی خودساخته. آتش در قلعه خودی. ناهنجاری در همه سطوح. گه، شناور در زردابه تعفن. بارسا، زیر گام‌های ناموجود مالاگا. اگر سر آلکس توانست سه بار بهترین منچستر تاریخ را بسازد، انریکه در این فصل توانسته چهاربار بدترین بارسای دهه را رهبری کند. مخلوطی از نداشتن اعتماد به نفس و تمرکز، درون زمین و بیرون از آن. هشت دقیقه بازی و بعد از آن تقریبا هیچ.
۲- هشت دقیقه طلایی. هشت دقیقه‌ای که به اعتبارش، گمان نمی‌بردیم کمتر از سه گل به حریف بزنیم. بعد از آن، پوچی. رنگ باختن هافبک. مخلوطی از اشتباهات عجیب. ناهماهنگی کامل. عن مطلقی به نام نیمار. تنه درخت پوسیده‌ای به نام سوارز. دلمان نمی‌آید چیزی به مسی بگوییم که همان سه چهار موقعیت نصفه نیمه‌مان را صدقه سری او داریم.
۳- اما آلوز. بشکه تستوسترون سابق، تبدیل شده است به رشته‌ای از اشتباهات درهم‌آمیخته. از او هیچ در زمین باقی نمانده و نماینده‌اش هم چپ و راست پیغام می‌فرستد که بارسلونا احترام نان و نمک را نگه نمی‌دارد و پای این آقا مشتری خوابیده. همین ابله را می‌گویند. کسی که دقیقه هشتم بازی چنین گندی می‌زند، آن هم برابر تیمی که برای نباختن آمده. آلوز را باید مسوول باخت دانست. آن اشتباه، همه بازی را عوض کرد.
۴- تعویض رافینیا، باید بسیار زودتر انجام می‌شد و قدم بعدی، فرستادن ماسچرانو به جای بوسکتس بود، نه آلوز. اصلا تعویض‌هایش را نفهمیدیم. راکیتیچ به جای رافینیا که واضح بود. بعدش اینیستا که تنها هافبک به درد بخور بود، جایش را به پدرو داد. آخر سر هم ماسچرانو در نقش دفاع راست. حال شما خوب است آقای انریکه؟ روحیه تیم‌تان چطور؟ برنامه دارید با منچستر سیتی بازی کنید؟
۵- باید کمی هم به مالاگا احترام بگذاریم برای آن همه دفاع خوب. نود و چهار دقیقه تمام. فشرده و عاقلانه. حالا وقت تلف می‌کردند، که بکنند. این هم بخشی از بازی است. تنها و تنها بارسلونا مسوول این باخت است و برای این بازی افتضاح، تیم هیچ عذر و بهانه‌ای ندارد.
۶- از آن شب‌های بد بود. بسیار بد. اعصابمان را حسابی به هم ریخت. برویم خودمان را غرق کنیم.
via Facebook

February 20, 2015 at 05:37PM

فوریه 20, 2015

روایت داریم که توی هفته هرکاری دلت خواست بکن، آخر هفته بلوز گوش کن یا بلوز-راک. همه گناهان هفته‌ات تبدیل به حسنات و خیرات می‌شه.
via Facebook

February 20, 2015 at 08:52AM

فوریه 20, 2015

پاپ: تو مثل کسی هستی که با چشمهای کاملا بسته توی یه اتاق تاریک دنبال یه گربه سیاه می‌گرده، که اصلا توی اتاق نیست.
آتئیست: جناب پاپ، پس ما دو تا خیلی شبیه هستیم. به نظر من هم شما مثل کسی هستید که چشمهاش رو بستند و توی اتاق تاریک دنبال گربه سیاهی می‌گرده که وجود نداره. تنها تفاوتمون اینه که شما گربه رو پیدا کردید.
— نه تنها برای داستان‌ها و جوک‌هایش، که برای اجراهای درخشانش ببینید.
via Facebook