Archive for ژانویه 2015

January 18, 2015 at 08:54PM

ژانویه 18, 2015

۱- آه از فاجعه‌ای به نام بوسکتس، وقتی که نتواند ریتم بازیش را پیدا کند. آه و فغان از پاس‌های ناقصش، آه و بیداد از واکنش‌های دیرهنگامش، آه و امان از اسپری تاخیریش. اشک ما را درمی‌آورد گاهی، با این تصمیم‌گیری‌هایش بردبارانه‌اش و پاس‌های ابلهانه‌اش. گاهی بازی را جدی نمی‌گیرد و می‌شود پاشنه آشیل تیم.
۲- سوارز، در قامت نور ناجی آمد و شد ظلام جمع. بر باد دهنده توپ‌ها. ناتوانی تام در کنترل، پاس، حرکت رو به جلو، ضربه تمام کننده و خلاصه هر آنچه که جایی ربطی به فوتبال پیدا کند. مفهوم ناگریز و ناگزیر بودن زوال. صرف ریشه هدر به همه زمان‌ها و در همه باب‌ها. تهدیر و مهدور و هادر. احتمالا هنوز با استیون جرارد هماهنگ است، اگر آن زمان‌ها بوده باشد. شاید که باید اصلا امیدی به هماهنگی او با دیگران نداشته باشیم و رهایش کنیم به امید خدا. عجیب حال آدم را می‌گیرد. توپ به آن خوبی را گل نکرده و برگشته به داور می‌گوید چرا آفسایدم را نگرفتی؟
۳- دپورتیوو به اندازه کافی مشکل داشت که نتواند روی دروازه بارسا خودی نشان دهد، ولیکن باید کمی هم به بازی بارسا، به جز چند دقیقه از نیمه دوم، آفرین بگوییم. در کل، بازی سرراست و معمولی و نه چندان چشمگیری بود، مگر آن سه گل مسی که دیگر چندان برای ما عجیب نیست. بعد از دیدن جنگ همه جانبه آرسنال و منچستر سیتی، این بازی بیشتر تفریحی-زیارتی به چشم می‌آمد.
via Facebook

Advertisements

January 18, 2015 at 12:51PM

ژانویه 18, 2015

کنسرتی برای روز تعطیل، متالیکا و سمفونی، هزارمین بار.
via Facebook

Metallica S&M 1999 Full Concert

ژانویه 18, 2015

کنسرتی برای روز تعطیل، متالیکا و سمفونی، هزارمین بار.
via Facebook http://ift.tt/1BNmyri

January 18, 2015 at 11:49AM

ژانویه 18, 2015

کنسرتی برای روز تعطیل
via Facebook

Dave Matthews Band – 14/12/2013 – [Full Concert – Pro Shot 1080p] – Buenos Aires, Argentina

ژانویه 18, 2015

کنسرتی برای روز تعطیل
via Facebook http://ift.tt/14Rsan1

It Might Get Loud (2008)

ژانویه 17, 2015

اگر اهل راک هستید و شبکه آرته را می‌توانید ببینید، این را از دست ندهید.
via Facebook http://ift.tt/XWVbWb

January 17, 2015 at 10:39PM

ژانویه 17, 2015

اگر اهل راک هستید و شبکه آرته را می‌توانید ببینید، این را از دست ندهید.
via Facebook

John Hiatt – Since His Penis Came Between Us

ژانویه 17, 2015

Since his penis came between us – John Hiatt

It was a wonderful world
The picture too was bright
There was so much to do on a Saturday night
Plenty of talk during commercials
Sometimes even popcorn in bed

I’ve been a model provider
You must admit to that
A lovely rented bungalow
Two terrific little cats
Is there something that I might have missed
You haven’t heard a word I’ve said

Since his penis came between us
Since his penis came between us

Well I don’t mean to seem angry
But I’m a bit taken back
What did you say his name was
Oh my god, it’s not Jack?
That scoundrel’s gonna› get a talking to
Tomorrow at the coffee machine

It’s always someone you know
In this case my best friend
How could he do this to me
We just played golf last weekend
I’ve got news for Mr. So-and-so
He won’t be teeing of with me

Since his penis came between us
Since his penis came between us

Let’s play a little game
Is it bigger than a bread-box
Or shorter than your maiden name
Is it as high as an elephants eye
Is it like mounting some great white steed
I mean this thing you have for him
Shall we say – need ?

Let’s turn off the lights, love
It’s time for bed
Oh look, there’s Johnny Carson
If you rather watch instead
I’m glad that we could have this little talk
Goodnight, and pleasant dreams my love
via Facebook http://ift.tt/1CziUzy

January 17, 2015 at 01:36PM

ژانویه 17, 2015

Since his penis came between us – John Hiatt

It was a wonderful world
The picture too was bright
There was so much to do on a Saturday night
Plenty of talk during commercials
Sometimes even popcorn in bed

I’ve been a model provider
You must admit to that
A lovely rented bungalow
Two terrific little cats
Is there something that I might have missed
You haven’t heard a word I’ve said

Since his penis came between us
Since his penis came between us

Well I don’t mean to seem angry
But I’m a bit taken back
What did you say his name was
Oh my god, it’s not Jack?
That scoundrel’s gonna› get a talking to
Tomorrow at the coffee machine

It’s always someone you know
In this case my best friend
How could he do this to me
We just played golf last weekend
I’ve got news for Mr. So-and-so
He won’t be teeing of with me

Since his penis came between us
Since his penis came between us

Let’s play a little game
Is it bigger than a bread-box
Or shorter than your maiden name
Is it as high as an elephants eye
Is it like mounting some great white steed
I mean this thing you have for him
Shall we say – need ?

Let’s turn off the lights, love
It’s time for bed
Oh look, there’s Johnny Carson
If you rather watch instead
I’m glad that we could have this little talk
Goodnight, and pleasant dreams my love
via Facebook

January 11, 2015 at 11:30PM

ژانویه 11, 2015

صفر- پیش از آغاز بازی باید بگویم همان بهتر که با هم بگوییم «وجهت وجی للذی فطر الفوتبال» و رویمان را برگردانیم به سوی جزیره و فوتبالی که زندگیست. برویم به تماشای آرسنال بنشینیم و آلکسیس سانچز، که نمی‌دانیم آرسن‌خان چه کرده با او که این گونه بازی می‌کند. خوشحالیم که او و فابرگاس رفتند. برای فوتبال خوشحالیم، وگرنه بارسا که دنیا و آخرت را باخته است. منچستر هم دلمان را شکست با این باخت احمقانه و بازیکنانی که سرهاشان در ابرهاست و پاهایشان در حیرت یافتن دروازه حریف.
۱- نیمه اول، غیرمنتظره بود. به فکر جنگیدن آتلتیکو بودیم و سکون بارسا، لکن بر شکر اوفتادیم. نمی‌دانیم چه اتفاقی پشت درهای بسته افتاده که مسی ناگهان دستمال داداش کایکو را به سرش بسته و دلاور شده است. چه شده که دوباره به نیمه خودی می‌آید و توپ‌گیری می‌کند و فرصت‌سازی. انگار که دارد اتفاقات جالبی در تیم انریکه می‌افتد. روز به روز شبیه‌تر می‌شود به بازی رئال مادرید آنچلوتی: هافبک‌ها توپ را بگیرند، به سه مهاجم بسپارندش و آنها خودشان می‌دانند چه کنند.
۲- سوارز هم انگار دارد خودش را بیشتر پیدا می‌کند در تیم، ولی نمی‌دانیم چرا توپ را درست پیدا نمی‌کند هنوز. او به زودی رکورد گل نزدن از کمترین فاصله را به نام خود خواهد کرد. نیمار در این بازی انگار نقش مسی را بازی می‌کند در بازی‌های گذشته، و برعکس. مسی، در راه تبدیل شدن به هافبک است و اگر این‌طور شود، سیستم بازی بارسا عجیب خواهد بود: بال راستی که در نقش هافبک هجومی بازی می‌کند.
۳- نیمه دوم، کمی ترساندمان. اصلا هر وقت که می‌بینم این آقا داور بازی است، می‌دانیم که دیر یا زود باید منتظر تصمیم‌های عجیب و غریبی باشیم. پنالتی برای آتلتیکو، یکی از آنها بود. نفهمیدیم چرا اختلاف نظر دو پای یک بازیکن، باید برای تیمش پنالتی به همراه آورد. و البته نفهمیدیم چرا آن همه خطاهای ناجور روی بازیکنان بارسا، نباید کارتی برای آتلتیکو داشته باشد. آنچلوتی گفته بود که آتلتیکو کثیف بازی کرد و کثیف برد. امشب هم آتلتی کثیف بود، ولی خسته از بازی با رئال. کثیف بود به اندازه دوران بازی سیمئونه، ولی با خایگانی که به زمین می‌رسیدند از فرط آویزانی. با همه کثافتش، با همه نکبتش، نتوانست بر فیلم بازی کردن‌های تیم ما چیره شود. خوشحالیم.
۴- هنوز هم فکر می‌کنیم که باید به انریکه فرصت داد. امشب، بهترین بازی بارسای انریکه را دیدیدم. هرگز در دوران این بارسا چنین تیم نبوده که امشب. خوشحالیم که برای اولین بار در این فصل، ترکیب بارسلونا تکراری بود و بسیار خوشحالیم که هر سه مهاجم دارند به درک مشترکی از بازی هم می‌رسند.
۵- لیونل مسی. مولای ما و شاه ما. نمی‌دانیم چطور دلمان می‌آید بگوییم که او باید برود، به خاطر فوتبال. او مال ماست و مال این شهر. مال این لباس آبی و اناری. او چشم و چراغ ماست و همه تیم ما. او، تعریف هیجانی است که ما از فوتبال می‌خواهیم. او، درست همانی است که بعد از دو پیک دوست داریم ببینیم و درباره‌اش بنویسیم. موجودی هیجان‌انگیز که وهم و واقعیت را درهم می‌آمیزد و به آنی، وامی‌داردت به تحسین و تحیر. به فریاد و غوغا. لحظه‌ای که بخواهد بازی کند، غریو جشن هزاران هزار ارکیده باکره است که می‌پیچد در فضای اولین هماغوشی. هر سه گل، مال او بود. از اوست که همه چیز آغاز می‌شود. انفجار بزرگ. نباء عظیم. لحظه پیوند جادو و معجزه. همه آنچه که پدر ناموجود ما در آسمان‌ها نتوانسته بیافریند و او به یکباره، به لحظه‌ای و لمحه‌ای، محققش می‌کند.
۶- آتلتیکو در هیچ لحظه‌ای از بازی، چنان خوب نبود که بگوییم می‌تواند برنده باشد. در عوض هر آن منتظر گلی از بارسلونا بودیم. می‌توانستیم این بازی را با نتیجه‌ای کوبنده ببریم. اشکالی ندارد. راضی هستیم به همین برد خوب. مهمتر از آن، بازی یکدست و یکنواخت تیم بود. آلوز فقط دو بار سانتر کرد که البته هر دو افتضاح بودند، ولی مسی را خوب حمایت می‌کرد و بیهوده سمت راست تیم را خالی نمی‌گذاشت. آلبا، به طرفةالعینی به توپ‌ها می‌رسید و همیشه خوب با اینیستا و نیمار ترکیب می‌شد. دفاع‌های وسط، بی‌نقص بودند و همیشه هشیار. بوسکتس این بار محکم به روی دو پایش ایستاده بود. راکیتیچ، بی‌امان حرکت می‌کرد و فضا می‌ساخت. اینیستا یک بند می‌خواهد برای خودش.
۷- اینیستا. اینیستا. دوباره اینیستا. این بار، ژنرال ما. در نقش خودش و ژاوی، با هم. توپگیر، توپ‌پخش‌کن، توپ‌ساز. اینیستا، در نقشی که انتظارش را نداریم. در نقشی که اصلا به تنش نمی‌نشیند. در حالی که هنوز آنی نیست که می‌شناختیم، کاری تازه کرد و درگیر شد با هافبک آتلتیکو، تا فضا را از آنها بگیرد با دوندگی زیادش. درخشش زیادی در بازی با توپ نداشت، ولی هافبک خسته و کند حریف را خوب از کار انداخت. شاید خوشمان نیاید از دیدن او در این لباس، ولیکن باید بپذیریم تغییرها را. او امشب عجیب بود.
۸- از نمایش‌های مهوع نیمار با توپ که بگذریم و از لغزش‌های گاه و بیگاه سوارز و از بی‌اخلاقی بوسکتس و از کثافتکاری‌های بی‌امان آتلتیکو، بازی بدی نبود. فاصله این تیم مادریدی با پارسال، بسیار زیاد است و در عجبیم که توانستند رئالی‌ها را در هم بشکنند. امشب باید بدتر از این می‌باختند.
۹- بارسای انریکه ممکن است امشب متولد شده باشد.
via Facebook