Archive for ژانویه 2015

January 31, 2015 at 12:58PM

ژانویه 31, 2015

والله به خدا قسم ای انقلاب مفت و مجانی دست ما نیومده. ما باید پاسدار خون شهدا باشیم. اونایی که در خط امام نیستن، خون شهدا رو پایمال می‌کنن، دقت کنن.
— به نظر من که این ایده درخشان است. حالا بازی بازی هم نیست. شبیه‌سازی است بیشتر.
via Facebook

The Iranian Revolution – as a game?

ژانویه 31, 2015

والله به خدا قسم ای انقلاب مفت و مجانی دست ما نیومده. ما باید پاسدار خون شهدا باشیم. اونایی که در خط امام نیستن، خون شهدا رو پایمال می‌کنن، دقت کنن.
— به نظر من که این ایده درخشان است. حالا بازی بازی هم نیست. شبیه‌سازی است بیشتر.
via Facebook http://ift.tt/1zqZeO2

January 28, 2015 at 11:22PM

ژانویه 28, 2015

۱- در زندگی شبهایی هست که آدمیزاد چندین و چندبار پر می‌شود از هیجان و دوباره خالی، تا بتواند بار دیگر لبریز شود. اولین دیدار، اولین سکس، اولین شب مستقل شدن از خانواده، اولین شب زندگی با کسی، و نیمه اول بازی امشب.
۲- انگار بارسا یاد گرفته که می‌شود بازی‌هایی را برد، بی آن‌که مالک مطلق زمین و زمان بود و بی آن‌که حمله‌ها را طراحی کرد. وقتی که هافبک‌ها نمی‌توانند توپ را ببینند، باز هم امیدی به برد هست. وقتی که تیم نمی‌تواند خودش را در زمین پیدا کند و توپ را به نیمه برساند، باز هم می‌شود برد. آن هم جلوی تیمی مثل آتلتیکو مادرید. بارسای نیمه اول، بیشتر مخلوطی از دو تیم مادریدی بود.
۳- آتلتی، بسیار پیش از آغاز نیمه دوم تسلیم شده بود. دیگر امیدی نداشت. خوشحال شدیم. سرخ و سفیدهای پایتخت، مرگ اخلاق در ورزش‌اند. تقرب هدف بر وسیله. هر جا که نتوانستی جلویش را بگیری، بکشش. بحث خطای فنی نیست، حرف آسیب زدن است به حریف. نیمه دوم همان بهتر بود که بازی نشود.
۴- اگر یک چیز آتلتیکو مادرید را برای بارسا بخواهیم، تماشاچیانش است و فضای استادیومش.
۵- بازی را احتمالا راکیتیچ به نفع بارسا برگرداند و نیمار، به خونسردی خیار، تمامش کرد. سوارز، درست جایی که باید به درد می‌خورد، به کار آمد و بعدش هم «پت پت رنجور شمعی بود در جوار مرگ». ناامید کننده است این بشر در جای خود، ولی برای مسی و نیمار می‌تواند نعمتی به حساب آید. رافینیا، بازی به بازی بهتر می‌شود و ما را به آینده‌اش امیدوار می‌کند. چیزی که او نشان می‌دهد، بسیار بیشتر از مونیر و سرخی روبرتو است. احتمالا آینده هافبک بارسا از آن رامیرز است و او.
۶- یادی هم بکنیم از جناب داور با آن پنالتی که گرفت در حالی که خطا بیرون از هجده قدم بود، و آن یکی که نگرفت و آن سوی میدان به گلی برای بارسا تبدیل شد در حالی که دستهای آلبا باز بود و شانس گل را از حریف گرفته بود.
۷- حالا دیگر سخت می‌شود باور کرد که بارسا نمی‌تواند قهرمان جام حذفی شود. بالاخره کمی ثبات به تیم آمده و دوباره پیکه، مسی، اینیستا و بوسکتس زنده شده‌اند. دوست داریم دوباره برگردیم و نیمه اول را ببینیم.
via Facebook

Watch a 2000bhp Lambo crash into a lake

ژانویه 27, 2015

Eh, it’s only money!
via Facebook http://ift.tt/1zVnuKK

Bjork & PJ Harvey perform ‹I Can’t Get No Satisfaction› | BRIT Awards 1994

ژانویه 25, 2015

کاور کردن یک کار بزرگ و معروف مثل Satisfaction «سنگ‌های غلتان» دوست‌داشتنی، کار عجیب و حتی سختی نیست. خیلی‌ها دستی به سر و روی موزیک کشیده‌اند و چند ساز اضافه کرده‌اند، یا به فضاهای مختلف مثل فانک و جز و آر اند بی برده‌اندش و به نحوی تلاش کرده‌اند که تفسیر خودشان را اجرا کنند. (صد و پنجاه اجرا از صد و پنجاه گروه مختلف را می‌توانید اینجا ببینید :‌ http://goo.gl/Lp611b)
شاید هیچ کسی یا هیچ گروهی مانند بیورک و هاروی نتوانسته باشد نسخه را چنان تغییر دهد که من فکر کنم حالا با یک کار تازه و باارزش طرفم. موزیک را به یک ریتم ساده کاسته‌اند، تا حدی که دیگر نمی‌شود بازش شناخت یا اصلا درست شنیدش. همه توجه و توان‌شان را بر ترانه و حنجره متمرکز کرده‌اند و چنان فضای عجیبی ساخته‌اند که مجبورم کردند برای صدمین بار گوشش کنم و باز هم اینجا بگذارمش. دو صدای قوی، دو گلوی ترسناک و بسیار متفاوت با هم. دو آدم عجیب و غریب. بیزار از تکرار و تشنه تجربه.
با کارهای هیچ کدام در حالت کلی نمی‌توانم ارتباط خوبی برقرار کنم، چون از فضای من خیلی دورند. ولی وقتی که به محدوده درکم وارد می‌شوند، آتش است و باران و طوفان و گرداب. مخصوصا سرکار خانم بیورک را باید در وعده‌های کوچک و با فاصله مصرف کرد، که صدایش سرمای بی‌رحم ایسلند است اطراف آتش‌فشانی در حال فوران.
via Facebook http://ift.tt/1oaRsV9

January 24, 2015 at 08:41PM

ژانویه 24, 2015

۱- مونتویا. تنها کسی که می‌تواند وادارمان کند به گفتن «جای آلوز خالی». بی‌ثمر. تیر مشقی. نامتمرکز. ناهماهنگ با خودش و دیگران. شاید چیزی که رفتن او را باعث شده، همین غیر قابل اعتماد بودنش باشد و این‌که نمی‌شود روی بازیش و رفتارش حساب کرد. این بازی حسابی روی اعصاب من راه رفت. هیچ شعور تاکتیکی از خودش نشان نمی‌دهد. هیچ تکنیک قابل تاکیدی هم ندارد. زمانی فکر می‌کردیم می‌تواند آینده بارسا باشد. یعنی همه‌اش از اعتماد به نفس پایین است و آن هم به دلیل زمان کم بازی؟ فکر نمی‌کنیم اینطور باشد.
۲- این الچه، تیم دو بازی گذشته نبود انگار. می‌جنگید. بی‌رحم بود. می‌دوید. فضاها را می‌بست. خشن بود. از بارسا نمی‌ترسید. اقلا در نیمه اول بازی. اخطارهایی که گرفتند و بالاخره آن یک اخراجی، تیم را ذره ذره ساییدند و خراشیدند. آخر بازی خسته بودند و نابود. زخم دو بازی گذشته را می‌خواستند کمی هم آورند و دوباره آبرویی برابر تماشاچیان خودی بخرند. دیگر نای ایستادن نداشتند. آرام آرام تمام شدند.
۳- بازی چیز زیادی نداشت به نظر ما. نمایشی معمولی از بارسا هم کافی بود. صبر می‌خواست. شاید اگر پیکه همان نیمه اول گل نزده بود، الچه چیزی برای امیدواری داشت و خودش را به این بلا دچار نمی‌کرد. مسی باز هم همه چیز بود. نه تنها پاس گل داد و خودش هم دو تا زد، که انگار تنها هافبک واقعا بازی‌ساز بارسا بود. چابی اصلا بد نبود و رافینیا می‌تواند زمانی بهتر باشد، ولی بارسا فعلا همان مسی است و کمی هم نیمار و گاهی هم مانند امشب، ماسچرانو.
۴- ماسچرانو کاش کمی زودتر آمده بود و کاش اقلا کاپیتان دوم تیم بود. ماشینی از تکل و دوندگی و پاس قطری و شکستن ریتم بازی حریف. خشونت بجا و بیجا. رهبر بالقوه، بی‌نیاز به نارنجک و تانک. نظرتان راجع بع ۳-۲-۴-۱ چیست؟ بارترا و پیکه و متیو، بوسکتس و ماسچرانو، مسی و نیمار و اینیستا و راکیتیچ، سوارز.
۵- نه که خیلی از لوییز انریکه راضی باشیم، ولیکن می‌توانیم درکش کنیم با آن چرخاندن بازیکنان و به هم ریختن دوباره ترکیب تیم. یک نیمه طول کشید تا بارسا واقعا جان بگیرد. چهارشنبه باید دوباره با اتلتیکو مادرید بازی کنند و ذره ذره انرژی هافبک‌ها را احتیاج دارند. سوارز هم بالاخره باید روی نیمکت می‌نشست و البته جانشین او، دوست خوبمان جناب پدرو، هیچ کم از مترسک نداشت.
۶- شب جالبی بود. چلسی دو گل جلو افتاد و بعدش از یک تیم دسته اولی چهار بار گل خورد و به همراه منچستر سیتی از جام حذفی بیرون رفت. رونالدو اعصابش را باخت و اخراج شد. رئال دو دقیقه با مساوی فاصله داشت و گریخت. حالا هم آتلتی دارد با چنگ و دندان خودش را روی پا نگه می‌دارد تا شاید مثل پارسال باز هم در روزهای آخر به قهرمانی برسد.
via Facebook

آرژانتین: نیروهای خودسر مسئول قتل دادستان پرونده آمیا هستند

ژانویه 24, 2015

رئیس دفتر رئیس‌جمهوری آرژانتین می‌گوید که نیروهای خودسر سرویس اطلاعاتی آن کشور در قتل آلبرتو نیسمان، دادستان پرونده انفجار در مرکز فرهنگی یهودیان در بوئنس آیرس نقش داشته‌اند.
— آرژانتین هم گویا دچار گونه‌ای از امام زمان شده است و یاران نادیدنی ولی پرشمارش.
via Facebook http://ift.tt/15mQzRB

January 23, 2015 at 07:59PM

ژانویه 23, 2015

Dear Facebook people

Please let us read the posts according to the time they have been published, to make sure that we are not going to leave you.

Yours sincerely
The one who doesn’t give a shit, who has written what under a picture of another person, which was uploaded two years earlier.
via Facebook

January 21, 2015 at 11:57PM

ژانویه 21, 2015

۱- باز هم درگیری ما با بعل زبوب، سیمونه. با کلاش‌ها. قلدرهایی در قامت مهره‌های از پیش تعریف شده توسط ارباب. جاشویی که حالا ناخدا شده، ولی لنگر روی بازو و جاکشی سابقش به گوشت و پوستش مانده.
۲- خرسندیم که بارسا این چند بازی گذشته را جدی گرفته. نمی‌دانیم که آیا اثر اعتماد به یک ترکیب است یا توپ و تشر. یکی نوشته بود که مسی حالا شده هم رهبر اکستر و هم توپ‌گیر و هم گلزن و هم بازی‌ساز و خلاصه همه چیز تیم. گفته شده که پپ با او حرف زده و آرامش کرده و خواسته که به حرف لوییز انریکه گوش کند. والله اعلم. ما چیزی را که می‌بینیم دوست داریم.
۳- سوارز، باید از الفبا شروع کند. از استپ کردن هم نه،‌ از راه رفتن. از حفظ تعادل روی چمن. از مفهوم گل و رد کردن توپ از خط سفید، به گونه‌ای که این ابژه سفیدرنگ کروی از فضای بین هر سه تیر دروازه رد شود. آه‌های هفته‌مان را می‌گذاریم برای یک شب و سر بازی بارسا همه‌شان را می‌کشیم.
۴- داوری هم قصه‌ای شده. مینیون‌های مادریدی دو بار توپ را با دست گرفتند و بارسایی‌ها برایش دو کارت زرد می‌گیرند. آخرش هم بوسکتس فیلم بازی می‌کند و مسی به لطف ایزد منان بالاخره گل می‌زند. داور به بازی رید، کم و بیش.
۵- پایه بازی آتلتی، امید به تک گل دقیقه آخر بازی برگشت است. حالا که مجبور است در برگشت از دقیقه اول حمله کند، شاید بازی بهتری ببینیم. خودمان امشب حسابی خسته بودیم و این نکبت هم صفرا فزود. ولیکن می‌خواهیم دوباره با تیم‌مان کمی آشتی کنیم.
via Facebook

The drone operator who said ‹No›

ژانویه 21, 2015

– این را حتما ببینید.
هر پهپاد، دو کنترل کننده دارد. این آقا، مسوول دوربین و لیزر و شلیک بوده است و بیش از هزار نفر را کشته. چیزی که باعث شد کارش را ترک کند، شلیک به یک بچه نبود. وقتی که مجبور شد به یک شهروند آمریکا شلیک کند، پشت کرد و رفت.
via Facebook http://ift.tt/1GtIlbz