Stephen Fry – The power of words in Nazi Germany

استیون فرای از قدرت کلمات در آلمان نازی می‌گوید. از بزرگترین فاجعه قرن بیستم حرف می‌زند و نابودی سازمان یافته چند میلیون انسان: راه حل مشکل یهودیان در اروپا. می‌گوید که چطور می‌شود آدمهای معمولی مانند ما، چنین با جنایت بزرگ نازی‌ها همراه می‌شوند و تاکید دارد که اگر قبول نداشته باشیم که آنها هم مانند ما هستند، ما در نهایت با آنها درست همان کاری را خواهیم کرد که آنها با یهودیان. می‌گوید که در همین دوره ما هم، در رواندا و بوروندی، همین اتفاق‌ها افتاده است و در هر کدام از این نسل‌کشی‌ها، زمینه‌سازی با تکرار کلماتی و عباراتی انجام می‌شد که انسان بودن قربانی را انکار می‌کرد. قبل از شروعدهه ۱۹۳۰، یهودیان موش (صحرایی) و حشره موذی و معیوب و «میمون انسان‌نما» و «مادون انسان» و ویروس و هر چیزی دیگری نامیده می‌شدند، به جز انسان. این شعارها مدام از رادیو و رسانه‌های جمعی تکرار می‌شد و بعد از مدتی کم‌کم مردم باور می‌کنند که آنها واقعا موجوداتی پایین‌تر از انسان هستند، اگر که اصلا بشود انسان نامیدشان. در اینجاست که مردم باور می‌کنند که می‌شود با آن موجودات، رفتاری غیرانسانی داشت. می‌گوید: مهم است که به خاطر داشته باشیم، تنها زبان (حرف زدن) است که آزادی ما را تضمین می‌کند و اگر که برای بحث در جامعه استفاده شود، کم و بیش پایداری نسبی جامعه را بیمه می‌کند. ولی درست لحظه‌ای که زبان خاصی را برای آدمها و گروه‌های خاصی به کار می‌بریم، تاریخ بارها نشان داده که آدمهای عادی هم آماده کشتن همنوع‌های خود می‌شوند. می‌گوید که کتابی به نام «آن روزهای خوب» منتشر شده که نامه‌های عادی نگهبانان و مسوولان کمپ‌های آدمکشی است به خانواده‌هایشان. نامه‌ها مخلوطی هستند از معمولی‌ترین و انسانی‌ترین حرفهای روزانه در کنار گزارش‌های کوتاهی درباره کار «افتخارآمیزی» که با یهودیان در اردوگاه‌های مرگ انجام می‌شود. انسان درمی‌ماند که چطور می‌شود یک نامه چنین انسانی باشد و از سوی دیگر نویسنده‌اش چنان جنایت بزرگی کرده باشد. ریشه‌اش را باید در زبان جستجو کرد. همین است که باید مراقب حرف زدنمان باشیم و یا دست‌کم باید درباره‌اش آگاه باشیم و به آن فکر کنیم.

— ما هم داریم همین راه را می‌رویم. چون همیشه خواسته‌اند که ما را فرودست یا بی‌ارزش جلوه دهند، به خود اجازه می‌دهیم که درباره‌شان همین کار را تکرار کنیم. ما هر حرفی را، که در عرف جامعه زشت حساب می‌شود، در باره مثلا گشت ارشاد به کار می‌بریم. دیگر فکر و شیوه را هدف نمی‌گیریم، بلکه خود انسان‌ها را. آنها را از آدم بودن می‌اندازیم که بتوانیم رفتار خشن در برابرشان داشته باشیم. باید حواسمان (در سطوح مختلف) به زبانمان باشد.
via Facebook http://ift.tt/19AwpW8

Advertisements

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: