March 23, 2014 at 11:20PM

۱- خسته شده‌ایم از آماده باخت بودن، هفته پشت هفته. حالا هم که با خود شیطان مجسم قرار ملاقات داریم. ما در آغاز منحنی صعودی بعد از سقوط آزادی باورنکردنی، آنها در اوج و دست‌نیافتنی. رئال را نمی‌شود به این راحتی از تخت پایین کشید. آن سه مهاجم وحشتناک را نمی‌شود به این راحتی مهار کرد. ما هم که شیر پیریم با دندان‌هایی تق و لق که دیگر شکار نمی‌رویم. منتظر می‌شویم تا یکی خودش را به دهانمان اندازد. این وسط همه امید من به په‌په است و ناتوانی تاریخی او در کنترل مسی و اعصاب خودش. رونالدو می‌تواند در یک حرکت نیمی از دفاع را با هم ترکیب و دوباره تجزیه کند. خوشحال می‌شویم که مودریچ بازی کند، تا ناپختگی او به کارمان آید. دی‌ماریا هم هرگز برابر ما موفق نبوده و البته واران را در تیم نمی‌بینم. اصلا هنوز در رئال هست یا رفته؟ برای بارسا هم باید پدرو و سانچز بازی کنند و نیمار حتی نزدیک زمین هم نباشد، مگر این که یکی از دو تیم با اختلاف سه گل جلو باشد. البته آقای مارتینو با من اختلاف نظر دارد و تصمیم گرفته که ما را به زیر دست و پای رئال بیندازد. می‌ترسیم از یک بی‌ابرویی تاریخی برابر رئال. التماس می‌کنیم مسی را.
۲- و ترکیب بنزما – دی‌ماریا، در می‌سپوزد ما را. این بار دی‌ماریا سلطان میدان است و چهل دقیقه طول می‌کشد تا از کارش بیندازند، که دیگر همه کارهایش را کرده. ناامیدکننده است این دفاع. بیهوده است اصلا حضورشان در زمین. آلوز یک پله پایین‌تر می‌رود و خود را غیرقابل‌استفاده کامل معرفی می‌کند، در دفاع و حمله. بوسکتس، کندتر از همیشه است در زمین و واکنش‌هایش هم بسیار بسیار تاخیردار. انگار که هر چه به دفاع بارسا اسپری تاخیری زده‌اند، به بنزما ویاگرا خورانده‌اند. آزادش بگذارید، روی هواست و بالاتر از همه دارد گل می‌زند. اصلا باید فکری به حال قد دفاع بکنیم، اگر متوسط قد را از فصل آینده بیست سانتیمتر بیشتر نکرده باشند، می‌رویم طرفدار یک تیم دراز می‌شویم، بروندبی دانمارک شاید.
۳- مودریچ اتفاقا خیلی هم خوب بازی می‌کند و مسلط.همیشه هشیار است و آماده. این سوی میدان، بازیکنان ما گاهی یادشان می‌رود که در چه جهنمی دست و پا می‌زنند. استفاده از نیمار، بی‌حاصل است مثل نذر سید عباس. هیچ امامزاده‌ای در این گور نخوابیده.
۴- بارسا درست وقتی که احتیاج به شجاعت دارد، بزدل می‌شود. مثل گاو فربه، گوشه‌ای می‌نشیند به نشخوار کردن و نگاه می‌کند به حریف، منفعل و منبسط. بعد از آن گل اول، امیدوار بودم به جدی بازی کردن بارسا. در سه دقیقه همه چیز دود شد. دی‌ماریا هم جلوی این دفاع شده است مارادونا. خوشحالیم که بیل هنوز یاد نگرفته شیوه لوله‌کردن ما را.
۵- بازی باید باز هم گل داشته باشد و امیدواریم آنها کمتر از ما بزنند. می‌رویم برای نیمه دوم یکی از بهترین کلاسیکو‌های چند سال گذشته.
۶- بگذارید در ابتدا مراتب امتنان و سپاس خویش را ابراز کنیم خدمت داور میدان، سپس سجده شکر به جای آوریم بر آستان اقدس لیونل مسی. باورمان نمی‌شود که بازی را برده‌ایم. در شهوانی‌ترین رویاهایمان نمی‌دیدیم جماعی این‌چنین با سپیدپوشان مادریدی را، که داور خودش تف‌آور میدان باشد. بازگشت چندباره به بازی، با اراده معطوف به قدرت مسی. با پاس‌های عجیبش و لحظه‌شناسی‌اش. یک سالی می‌شد که دلمان تنگ این مسی بود و چه جایی هم برگشت و برابر چه کسی. هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از دیدن دهان رونالدو نیست، جمع‌شده چون ماتحت مرغ دچار یبوست.
۷- نیمه دوم، عجیب بود. بازی نبود انگار، جنگ شده بود و بارسلونا می‌جنگید برای زندگی‌اش. رویایی داشتند دوباره، رویای خاموش کردن چراغ‌های برنابئو. ققنوس نبودند، ولی دوباره برخاستند از خاکستر خود. ستاره نبودند، ولی می‌درخشیدند گاهی و هر از چند گاهی. بی‌دریغ نبودند، ولی به اندازه کافی بودند. از همه منافذ رئال استفاده کردند و لابد حالا هم دارند گوشه رختکن، سجده شکر به جا می‌آورند که دل هوادارن را شاد کرده‌اند.
۸- داور را می‌شناختیم از قبل و می‌دانستیم که هر از گاهی چنان اشتباهی می‌کند که می‌تواند عرق شرم بر جبین جامعه داوری بنشاند. پنالتی روی رونالدو، آشکارا بیرون از هجده قدم بود. حرکت نیمار، آفساید بود و راموس (اگر خطا کرده باشد، که مطمئن نیستم) در بدترین شرایط باید کارت زرد می‌گرفت. البته اگر خطا هم نمی‌کرد، نیمار قادر به تناول هیچ ماده‌ای نبود. خلاصه اینکه بازی را او تعیین کرد،‌ بیشتر از بازیکنان.
۹- آخرین تعویض‌ها را باید دقیقه هفتاد انجام داد. بعد از آن، فایده ندارد. وقتی که بارسلونا باید آتشبار می‌شد روی سر رئال، هنوز هم دست از احتیاط بر نمی‌داشت. نیمار باید زودتر از این‌ها بیرون می‌رفت و به جایش اقلا یک دسته جارو به میدان می‌آمد. دو دل بودم که برای تعویض دوم چه می‌خواهد بکند. اینیستا در کل شب خیلی خوبی نداشت. چابی اگر بیرون می‌رفت، میانه میدان ممکن بود از دست برود. فابرگاس هم خوب می‌دوید و موثر بود. شاید تصمیم درست همان جابجا کردن فابرگاس و سانچز بوده باشد. اینیستا را کمی آزاد کرد از گوشه چپ.
۱۰- با همه این حرفها، مسی بود که برای بازی تصمیم گرفت. او بود که تا نیمه زمین خودی دنبال توپ‌ها می‌دوید و درگیر می‌شد. او بود که پاس گل داد و خودش آن قدر زد، که بالاخره از گل‌های زده رئال بیشتر شود. بارسلونا، بازی را به سود خود چرخاند، کاری که به نظر من ناممکن بود. با وجود آن همه بازی فیزیکی و پرس از نزدیک مادرید، توپ را خوب به گردش درآورد. بعد از مدتها بالاخره کاتالان‌ها فهمیدند که می‌شود از ترس، خودکشی نکرد.
۱۱- گیرم که حالا نکبتی مثل آلوز هم در تیم داشته باشیم یا ازگلی بی‌مصرفی به نام نیمار. چنین بازی‌هایی ما را امیدوار می‌کند به این تیم. چنین بازگشت‌های رویایی و پر‌آشوبی را به انتظار نشسته‌ایم از اول فصل. این مادرید، تاکنون انگار بر زمین سفت نشاشیده بود، وگرنه تیمش که خوب حفره دارد و خوب از هم می‌پاشد. نیمه دوم، درماندگی را می‌شد در چهره‌شان دید. بنزما و دی‌ماریا چنان از کار افتاده بودند که انگار هرگز پیش از آن در بازی نبودند. خوشحال شدیم از این تغییر در روند بازی.
۱۲- مارتینو حالا می‌تواند کمی سرش را بالا بگیرد برای این برد و در همان حال خجالت بکشد از خودش، برای بازی دادن به نیمار، این بی‌فایده‌ترین خرید این فصل فوتبال دنیا. مارتینو می‌داند که نمی‌تواند زیاد به دفاع‌های وسط تیمش اعتماد کند، پس تا جایی که می‌تواند هافبک‌ها را نزدیک به آنها می‌چیند و به دو دفاع کناری کمتر اجازه نفوذ می‌دهد. باید کمی هم شجاع باشد. البته اگر مسی را داشته باشید، دیگر هیچ نیازی ندارید. خوشحالیم امشب را.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: