March 08, 2014 at 06:23PM

۱- پیش از بازی: پیش‌فرض تا چند هفته پیش، نابود کردن حریف بود. نزول بر سر رقیب از عرش اعلی و مضمحل کردن او. حالا دیگر باید ناخن بجویم و قرص اعصاب، آن هم برابر هر قعرنشینی. سه برابر آنها امتیاز داریم و باز هم چند دقیقه مانده به بازی، تپش قلب می‌گیریم و به یاد آن آشنا می‌افتیم که هر وقت پای بازی می‌نشست، یک شربت دیژل (این روزها آلومینیم ام.جی) نوش می‌کرد. باز هم زیر نور روز بازی می‌کنیم و از آن بیزاریم. اصلا انگار شکل و شمایل یک بازی جدی ندارد.
۲- حق داشتیم بترسیم. شبح بارسلونای اول فصل هم حتی اگر در زمین بود، بهتر بازی می‌کرد. غبار به جا مانده از باد دیروز است این تیم. نیمه نفسی و خرده رمقی. حالا دیگر آقای مارتینو را مقصر می‌دانیم. دیگر وقتش شده که او را مسوول این فضاحت بدانم. نشاندن اینیستا روی نیمکت و بازی داد به چابی، در حالی که او حتی نای راه رفتن ندارد، ظلم است. حماقت است. کاری است که مشتغلان آن شغل ناشریف در ممالکت راقیه حتی مالیات برایش هم می‌پردازند. اکنون دیگر هم نفس می‌شویم با برادر گرامی، که هر چه می‌کشیم باید قاعدتا (بله، ما کنسرواتیو هستیم و آن برادر گرامی، بسیار لیبرال و پراگرسیو) از مارتینو باشد.
۳- ببینید انسان را، ببینید نیمار را، ببینید سرعت و تکنیک را، ببینید هوش و درایت را، ببینید همه چیزهایی را که وجود ندارند. ببینید بی‌خاصیتی یک بازیکن را، بی‌هویتی او را. ببینید چگونه می‌شود از کسی که سه گل در بازی ملی زده است، بازیکنی ساخت با ناتوانی مطلق در کار با و بی توپ. ببنید مرداب ناهماهنگی را. ببینید فاجعه مهره‌چینی تاتا را. ببینید جرقه‌های لحظه‌ای مسی را و افسوس بخورید که او بهترین بازیکن امروز ما بوده و باروحیه‌ترین آنها. ببینید بوسکتس عزیز ما را که به جایگاه سانگ نزول کرده است.
۴- و نبینید دفاع‌ را. زشت است اصلا، قباحت دارد دیدن این دفاع. دو بازیکن حریف که به گوشه‌های زمین می‌روند، مثل زیپ دفاع ما را باز می‌کنند و در نهایت چه می‌افتد بیرون از آن مدخل دعوت کننده به دخول؟ سوراخ بسیار بزرگ و نامنسجم پشت سر والدز. آن‌قدر که او از دفاعش خورده و کشیده، هر که به جایش بود همین نیمه فصل از تیم می‌رفت. سه بازیکن، سه دفاع، که دو تای آنها از در تیم برترین‌های فیفا هستند، روی یک توپ و فقط یک شوت می‌توانند اشتباه کنند و توپ را دست آخر به بازیکن حریف برسانند. داستایوسکی هم نمی‌تواند شرم را چنان خوب وصف کند که این دفاع.
۵- فکر می‌کنم که باز هم بازی را می‌بریم. یعنی چاره دیگری نداریم. هر چقدر که روی کاغذ نگاه کنید هم باید ببریم. گویا اینیستا و آلبا مصدومند که در لیست ذخیره بارسا هم نیستند. اگر مارتینو برای بازی ملی به آنها استراحت داده باشد، حماقت قرن را مرتکب شده است. باید نیمار بیرون برود و آلکسیس نیمه دوم را بازی کند.
۶- نبردیم و به احسن وجه هم نبردیم. خفت بار باختیم، خفت بار. ذلیل و زبون باختیم بازی را، حضیضی تازه. با قاطعیت هر چه تمام‌تر ریدیم به خودمان. حتی تماشاچیان حریف هم تا دقیقه هشتاد و هفت باورشان نمی‌شد که دارند بازی را می‌برند. وایادولید هفتاد دقیقه تمام حوصله کرد و صبر کرد و فوتبال و ضدش را بازی کرد و برد. نوش جانش. هفتاد و پنج درصد مالکیت توپ را هم ما می‌گذاریم آن جایی که باید بگذاریم. نیمه دوم، فقط ده دقیقه بازی کردیم، شاید هم کمتر. هافبک، موهومی بود، جذر منفی یک. چابی فقط نقش بازدارنده بازی خودی را اجرا کرد و تنها کسی که امیدوارمان کرده بود، فابرگاس، ناجوانمردانه تعویض شد. زشت بودیم و حالا دیگر کریه‌المنظر هستیم.
۷- مسوولیت باخت بازی قبل را تاتا به دوش گرفته بود و این بار، گاو خدا دوباره هم درست همان اشتباه‌ها را تکرار کرد. تعویض‌هایش همه از روی ناامیدی است. شیوه قرن گذشته را اجرا می‌کند که مهاجم به جای دفاع به بازی می‌فرستادند. «همه چیز یا هیچ» بازی می‌کند، در برابر تیم آخر جدول. تنها کسی که آن وسط جواب نمی‌دهد را تا آخر در زمین می‌گذارد و همه اطرافیانش را عوض می‌کند. بیشعور!
۸- بی‌برنامگی بارسلونا، ریش می‌کند در هر بیننده را. احمقانه بازی می‌کنند اصلا. مارتینو موفق شده به کشتن همه نقاط قوت بارسا. همه پاس‌های ریز و سریع، یک-دو‌ها در فضاهای بسیار کوچک، پاس پشت دفاع و حرکت ناگهانی نصف تیم به درون هجده‌قدم حریف، حالا دیگر افسانه است. سرعت، عنصری فانتزی بود و لکه ننگی به دامان تیم، که زدوده شد. دقت، دست و پا گیر بود. اصلا دویدن هم کار خسته‌کننده‌ای است از دید مارتینو. نمی‌دوند این لامصبها دیگر، نمی‌دوند. جای خود را حاضر نیستند در زمین عوض کنند. در این میان، مسی بود که تلاش می‌کرد و می‌دوید و سعی می‌کرد تکه‌خرده‌های تیم را از اکناف و اطراف جمع کند، به سان ابراهیم در میان چهار کوه و صدا زدن ریزه‌های در هم کوبیده چهار پرنده. البته مثال خوبی است که داستان ابراهیم، خیالبافی خام است. مسی که خود خداست، نتوانست. حالا ما باور کنیم که ابراهیم توانسته است؟ حاشا و کلا.
۹- آرزو می‌کنیم که وادار نشویم به بازی برابر دو تیم مادرید. اصلا دیگر آن روزها نیایند. زمین همین حالا تاریک شود و خدا اثبات کند که وجود دارد، ولی برابر آن دو تیم بازی نکنیم. مقابل منچستر سیتی که از هفته قبل خودمان را شرحه شرحه به شمار می‌آوریم و ملالی نیست. کاری به آنها نداریم. دوست نداریم دشمن‌شاد شویم و برای ما کاتالان‌ها، مادرید دشمن است و بس.
۱۰- بایرن مونیخ فقط در یک نیمه به اندازه تمام گل‌های بارسلونا از اواسط ماه گذشته تا حالا به وولفسبورگ زده است. همه از اشتهای پپ می‌گویند و از پیشرفت هر روزه تیم. همه از اخلاق کاری او می‌گویند و میل بی‌انتهایش به پیشرفت و برتری. اخباری که از بارسلونا می‌رسد، فقط حمایت بازیکنان از مربی است و می‌دانیم در این شرایط حتما چیزی می‌لنگد. به نظر می‌رسد مارتینو به مرزهای تواناییش رسیده است.
۱۱- باختن یک چیز است و بد بازی کردن، یک چیز دیگر. از دو سال پیش به این طرف، بارسا دو دقیقه قبل از این‌که گل بخورد، خود را آماده گل خوردن نشان داده است. به وضوح تیم از هم می‌پاشد. همه رفتارها نشان می‌دهند که نگرانی بازیکنان در حال افزایش است. جاگیری‌ها خراب می‌شود، همه از جای خود بیرون می‌آیند، سرعت تیم از حریف کمتر می‌شود، هافبک ناگهان شروع به گره زدن چمن می‌کند، بوسکتس با خایه‌های دفاع وسط بازی می‌کند و فقط کافیست یک توپ به وسط فرستاده شود تا همه چیز از هم بپاشد. تقریبا همیشه می‌توانید این را ببینید. این بار هم معلوم بود. اصلا داد می‌زد که وا داده‌اند و مچ‌ها را به دستان توانمند حریف سپرده‌اند و ران‌ها به شانه مهاجمان گذاشته‌اند. شرم‌آور بود، شرم‌آور.
۱۲- مارتینو، تیم را به جزیره‌های سرگردانی تبدیل کرده است. جریان ندارد این تیم. فرتوت و خسته بازی می‌کند، مرداب وار. اصلا مردابی است که گرفتار خودش شده. از شدت سکون، خود را می‌بلعد از پایین و نابود می‌کند. نمی‌فهمم چطور توانسته این کار را بکند با تیم. نمی‌دانم از کجای راه ناگهان تصمیم گرفت که نمی‌شود تیم را آن‌گونه اداره کرد که تا دیروز و نباید راحت و روان بازی کرد. عصبانی هستیم امروز، مثل هفته قبل و هفته‌های قبل. بازی را آنها نبردند، خودمان باختیم. آشکار بود که با تیمی ضعیف طرفیم و باز هم باختیم. دل بازی نداریم دیگر.
۱۲- انگار وقتش شده که برای مدتی چراغ‌های کمپ‌نو را خاموش کنیم.
via Facebook

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: