Archive for سپتامبر 2013

September 28, 2013 at 08:01PM

سپتامبر 28, 2013

۱- ناآمادگی کامل. فروکاسته شدن به سطح باشگاه‌های اندونزی. ملاقات خلاقیت و تلاش در نقطه صفر مرزی. سرگشتگی. گم‌شدگی. گفته شده که سانچز هنوز به رختکن نرسیده. شرم‌انگیزی و شرمساری. همه پاس‌های طولی آلمریا، صاف از هافبک و دفاع بارسا رد می‌شود. حفره‌های حقیقی در یک دفاع مجازی، دفاعی به مانند جذر منهای یک. انگار این بارسا برای هواخوری به آلمریا آمده است. بارسای بی لئو، چیزی کم از یک تیم دارد. من یکی شک دارم که مسی واقعا مصدوم شده باشد، انگار که بیشتر خواسته دهن‌کجی به مربی کند برای تعویض در بازی قبل.
۲- تاتا مارتینو، هافبک‌های ما را کشته است. خدا از سر تقصیراتش نگذرد. چابی و اینیستا را با هیچ ملین و مسهلی نمی‌شد این همه خراب کرد، که او با تمرین دادنشان موفق شده است. خوشحالم که انسانی به بازیکنان تیمش نگاه می‌کند و آنها را به خطر نمی‌اندازد، ولی حدی هم دارد. روحیه جنگیدن را گرفته است از تیم.
۳- نیمه دوم، همیشه داستانی دیگر است. تیم به حرکت درمی‌آید. فاصله هافبک‌ها دوباره، به یاد دوران تیکی‌تاکا، کم می‌شود. جاگیری‌ها بهتر می‌شود. اینیستا و چابی و فابرگاس دوباره به دنبال توپ می‌دوند. کیفیت و کمیت پاس‌ها، و در نتیجه مالکیت توپ، بهتر می‌شود. اگر که از تحلیل و بازی‌خوانی تاتا و دستیارانش است که همیشه تیم نیمه دوم بهتری دارد، که احسنت! تاکتیک فعلا زنده ماندن در نیمه اول است و بازی در نیمه دوم. اگر هم تکرار جریان تجربه پپ در بایرن باشد (نیمه اول هر چه من گفتم، نیمه دوم هر چه خودتان خواستید) که باید زودتر خبرمان کنند تا فقط یک نیمه را ببینیم.
۴- مارک بارترا. خیلی وقت است که دوستش داریم و شاید زمان یار ثابت شدنش، نزدیک باشد. به جز یک اشتباه کشنده، بازی بسیار خوبی داشت و توجه من یکی را بسیار بسیار جلب کرد. باید به جای ته‌یو، نیمار به بازی می‌آمد. هرچند که ته‌یو را بسیار بیشتر دوست می‌داریم، هیچ اثر و هنری در زمین نداشت. وقتی بار خلاقیت تیم این همه پایین است، نمی‌شود یک عامل تلاشگر را (سانچز خوب توپ می‌گرفت، به دفاع کمک می‌کرد، می‌دوید و از جان مایه می‌گذاشت) را بیرون کشید و بازیکنی به زمین فرستاد که احتیاج به فضا دارد، توپ را خوب کنترل نمی‌کند، نمی‌تواند دفاع کند، بازی تاخیری را بلد نیست و آماده است برای محو شدن در دفاع حریف. این تعویض، اشتباه بسیار بزرگی بود.
۵- رفتار زنبور را دیده‌اید، وقتی پشت شیشه می‌ماند؟ هزاران هزار بار عقب می‌رود و خودش را به شیشه می‌کوبد، دوری می‌زند، نفسی چاق می‌کند و دوباره از سر، تق تق تق تق. گاهی هم مانور می‌دهد برای گمراه کردن شیشه. مقایسه‌اش کنید با رفتار آلکسیس سانچز.
via Facebook

September 27, 2013 at 07:37AM

سپتامبر 27, 2013

تست: ویرایش بعد از انتشار، بالاخره به فیسبوک هم آمد. کار هم می‌کند
via Facebook

You’ll have to hold it

سپتامبر 25, 2013

via Facebook http://laurajul.dk/2013/09/24/youll-have-to-hold-it/

September 24, 2013 at 10:13PM

سپتامبر 24, 2013

۱- نیمه اول بارسا، تعجب‌انگیز و خلاف رویه این فصل. اصلا راضی نیستم از آقای مارتینو. تاتا نمی‌داند با هافبک‌هایش چه کند. چابی و اینیستا باید در زمین حسابی پرسه بزنند تا کم‌کم وارد بازی شوند، یا به گونه‌ای شیوه بازی را به تیم تحمیل کنند. بارسای فعلی، وابسته به طراحی هافبک‌ها نیست. دفاع‌ها به جز پاس بلند قطری، نقش چندانی ندارند. همه هدف، رساندن توپ به خط حمله است. بازی زیبای بارسا تازه وقتی شکل می‌گیرد که دو گل زده باشند. انگار آزادی بیشتری به بازیکنان داده می‌شود: کارتان را خوب کردید، حالا بازی دلخواهتان را بکنید.
بعد فاصله هافبک‌ها کمتر می‌شود و نزدیکتر به حمله بازی می‌کنند. باید تصمیم بگیرم که بالاخره چه می‌خواهم، بارسایی که در پاس دادن ولخرج بود و خسیس در گل زدن، یا این تیم که برای رسیدن به گل حتی شوت چشم بسته هم می‌زند (نتیجه هم می‌گیرد) ولی مثل قبل نمی‌تواند توپ را به گردش درآورد.
۲- دیدن سانچز و استوپ‌هایش، اگر به دردناکی تماشای پناه‌آوردن دست‌جمعی نهنگ‌ها به شن‌های ساحل نباشد، خیلی هم کمتر از آن نیست. هرگز توپ را در یک ضرب نمی‌تواند کنترل کند و هرگز هم گلزن نخواهد شد.
۳- دوست داشتم اینجا دوباره از والدز بنویسم و گل نخوردن، حیف که پیکه بازهم سربه‌هوا بود. اوضاعی است برادرجان. دیگر وقتی ماسچرانو نیست، خوشحال نیستیم. بوسکتس و جاگیری در نیمه اول هم فاجعه‌ای بود، احتمالا ناشی از طراحی جناب مربی. او با گلی که زد، بخشوده شد.
۵- اینیستا و مسی را از هم دور نکنید، لطفا. حالا اگر که آنها را وادار نمی‌کنید به نزدیکی، آن هم جلوی ۱۸+ قدم حریف، اقلا نگذارید زیاد از هم دور شوند. این سی ثانیه از بازی را نگاه کنید. تشویق مردم برای این چند ثانیه، از مجموع تشویق برای هر ۴ گل بارسلونا بیشتر بود. اصلا بارسا نیم ساعت فوتبال بسیار دلنشینی بازی کرد، هیچ گلی نزد و فقط چند موقعیت ساخت، ولی همه استادیوم را روی پنجه نگه داشت و منتظر. اگر قرار باشد که از آن بازی درخشان بگذریم، در خسران عظیمی خواهیم بود، ان‌ الانسان لفی خسر و ان مع الخسر عسری. بارسای نیمه دوم را بیشتر دوست داریم.
۶- قادر متعال، فعال ما یشاء، غایب همیشه حاضر، کسی که ملت مدتها منتظر فرجش بودند و تیم‌های مقابل در بحر فرج عمه‌اش. این بار عموهایت را نمی‌گویم، از هیجان‌انگیزترین بازیکن فعلی دنیا می‌گویم. از لئو سخن می‌گویم.
via Facebook

ریف: ده کلیپ ممنوع: ۹- جِرِمی

سپتامبر 24, 2013

صبح روز ۸ ژانویه ۱۹۹۱، یک پسربچه ۱۵ ساله ساکت و گوشه‌گیر به نام جرمی وید دل، دیر به کلاس می‌رسد و معلم از او می‌خواهد که به دفتر برود و اجازه حضور در کلاس بگیرد. او بیرون می‌رود، بعد از چند دقیقه برمی‌گردد، روبروی معلم می‌ایستد و می‌گوید:»خانم، من برای این بیرون رفته بودم»، لوله هفت‌تیر مگنوم ۳۵۷. را در دهانش می‌گذارد و پیش از آن‌که معلم و همکلاسی‌ها بتوانند واکنشی نشان دهند، شلیک می‌کند و موضوعی می‌شود برای این آهنگ گروه Pearl Jam. ادی ودر دوست‌داشتنی، شعر را گفته و آهنگ را جف آمنت، نوازنده بیس، ساخته است. البته دلیل آمدن این موزیک ویدیو در این لیست ۱۰تایی، ته کشیدن ممنوع‌شده‌ها بود. نتوانستم کلیپ به درد بخوری پیدا کنم و مجبور به تقلب شدم. به هر حال، کلیپ را دوست داشتم، بازی نچسب ادی ودر را نه. مارک پلینگتون، کلیپ خوبی ساخته (باز هم تاکید: ادی ودر را باید از تصویر بیرون می‌کشید) و جرمی را (که تنها موجود زنده متحرک فیلم است) خوب به نقطه بی‌بازگشت می‌رساند. پرل جم بعد از این کار، به بهانه این‌که کلیپ باعث توجه نکردن به موزیک می‌شود،۶ سال هیچ موزیک ویدئویی نساخت.
پایان‌بندی این آهنگ کمی توسط MTV تغییر داده شد. نمایی که جرمی به خود شلیک می‌کند، جایش را به یک نور سفید داده و بعد دوربین روی همکلاس‌های او می‌رود و این تصور را پیش می‌آورد که به آنها شلیک شده‌است. در سال ۱۹۹۶ یک دانش‌آموز در واشنگتن دو همکلاسی و معلمش را کشت و ادعا کرد که از این موزیک ویدیو تقلید کرده است.
منابع: ویکیپدیا و SongFacts
via Facebook http://rockmusicdigest.blogspot.com/2013/09/blog-post_24.html?spref=fb

گزارش روز: به بهانه باخت در مالکیت در شب برد 0-4 بارسلونا؛ مشکل بارسا کجاست؟

سپتامبر 24, 2013

– در ۳۱۵ بازی اخیری که بارسا از نظر مالکیت از حریف برتر بود، این تیم به ۲۲۸ برد(۷۲٪)، ۵۶ تساوی (۱۹٪) و ۳۰ باخت (۹٪) رسید و درتمامی این بازیهابارسا ازنظر مالکیت برتر ازحریف بود.
– آخرین بازی ای که بارسا در آن مالکیت کمتری برتوپ ومیدان داشت بازی ال کلاسیکوی ۷ می ۲۰۰۸ ورزشگاه سانتیاگو برنابئو بود.
– رکورد مالکیت توپ بارسابا پپ و تیتو، به ترتیب ۸۴ و ۷۸ درصد بود. اما در بازی شنبه شب اوضاع متفاوت بود و بارسلونا تنها ۴۵.۵٪ مالکیت توپ را دراختیار داشت.
— امشب هم اگر بازی بر همان روال پیش رود، تاتا و روسل را عاق می‌نماییم.
via Facebook http://www.goal.com/iran/news/1835/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7/2013/09/24/4284957/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-0-4-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%84%D9%88%D9%86%D8%A7?ICID=HP_TS_6

xkcd: Alternate Universe

سپتامبر 23, 2013

Imagine you were transported to an alternate universe just like your own, except people occasionally ate spiders. You can’t convince anyone this is weird.
This is how I feel about Lobster.
via Facebook http://xkcd.com/1268/

September 21, 2013 at 10:07PM

سپتامبر 21, 2013

۱- گندشان بزند با این نیمه اول و تیم فشل. تنها دفاع، والدز است که آمار پنالتی گرفتنش در هر بازی دارد از گل‌های زده سانچز پیشی می‌گرد. تنها هافبک نصف و نیمه تیم هم سانگ است. اصولا فقط بازیکن خط حمله تا حدودی توانستند خودی نشان بدهند. چه امیدها که داشتیم برای مونتویا و چه شلنگ‌تخته‌های بیخودی می‌اندازد این بشر. پایش هم نزدیک است که به گل خودی باز شود. از طرف دیگر، آدریانو تلاش فراوانی دارد برای نابودی و نابودگری. اخطار بیخود می‌گیرد، پنالتی می‌دهد، حضور‌های اتفاقی در نقاط مختلف زمین به هم می‌رساند و پاس‌های اشتباه می‌دهد. خجالت‌آور است بازی مقابل وایه‌کانو با این کیفیت. ببینید اگر با رئال بازی داشتیم، تا الان چند گل خورده بودیم. اوضاع تیممان خراب است. اینیستا قراردادش را تمدید نمی‌کند و گویا روحیه بازی ندارد.
۲- باید تندیس پدر/مادر لئو را، یا اقلا تندیس عضو شریفش/شریفشان را، در میدان اصلی بارسلونا نصب کنند. باید هر بارسلونایی در روز اقلا یک بار بگردد به دور آن معجزه، آن شفا دهنده، آن حاجت‌دهنده، آن حجم نامشخصی که چنین هیولای مسجلی را آفریده است.
۳- بارسا در نیمه دوم، تیم دیگری می‌شود. سخت است نسبت دادنش به مربی، ولی چاره دیگری هم نیست. شاید تیم حریف را خوب یاد می‌گیرد. فضای جلوی دفاع، خیلی بهتر پر می‌شود. چابی و فابرگاس، ناگهان به بازی می‌آیند و فاصله کمتری با خط حمله دارند. انگار کمی فاصله بازیکنان کم می‌شود (با همه این حرفها، هنوز هم تیم فاجعه بود). من که هنوز نفهمیده‌ام جریان چیست. اصلا هرچه هست، همین که از پدرو بتواند سه گل بیرون بکشد، کاری است باورناپذیر. تمام‌کنندگی پدرو را نخواهید یافت، اگر تمام وجود آن موجود ناتمام را، سانچز را، بجویید.
۴- زبانم لال و مغزم پریشان‌احوال بر دیوار، تیم‌مان دارد مشابه تیم‌های مورینیو بازی می‌کند انگار. مالکیت توپ که همیشه نزدیک به هفتاد درصد بود، در این بازی به ۴۶ درصد رسید (آمار از goal.com، آمار زمان گزارش بازی البته ۴۸ بود). تعداد پاس‌ها هم ۶۰ تا کمتر از رایو بود. ولی چهار گل زدیم، البته والدز هم به تنهایی چهار بار دروازه لرزان ما را نجات داد. کم کم داریم یاد می‌گیریم که «فوتبال مدرن» بازی کنیم (گریه حضار). کم بدویم، کم توپ داشته باشیم، دو نفر آن جلو بگذاریم، دست به اسلحه. توپ بگیریم و گل بزنیم. گندش بزنند، اصلا برویم بازی‌های چلسی را ببینیم. چطور است؟
via Facebook

Tom Waits – Hell Broke Luce (official) on Vimeo

سپتامبر 19, 2013

Juxtapoz شماره اکتبرش به گفتگوی تام ویتس و جان بالدساری اختصاص داده است و عکسهای آنتون کوربین. به همین بهانه، موزیک ویدیوهای آقایمان ویتس را بازبینی کرده‌اند و پنج‌تای برترشان را در این صفحه ردیف کرده‌اند. همه را ببینید و اگر که در دسترس نبودند، خبرم کنید تا پیدایشان کنیم.
http://www.juxtapoz.com/music/juxtapoz-favorite-tom-waits-music-videos
اگر که حوصله همه را ندارید، این یکی را حتما ببینید.
via Facebook http://player.vimeo.com/video/60084486

September 18, 2013 at 11:08PM

سپتامبر 18, 2013

۱- نیمه اول: چنین بارسایی را کم می‌بینیم. بارسای بی‌توپ، بی‌انگیزه، بی‌خلاقیت، بی‌دوندگی، بارسای بازی بایرن، با یک گل زده. از چند حرکت تکی نیمار و مسی که بگذریم، هیچ کار تیمی جالبی ندیدم. پاس‌کاری، افتضاح. پیدا کردن همدیگر در زمین، ناامید کننده. جاگیری‌ها، خجالت‌آور. بارسای فضاهای خالی بین دفاع و هافبک، باید به زور از همین مرحله گروهی بالا برود. گویا دیگر رم شهر بی‌دفاع نیست، رقیب سرسختی دارد. چهار دفاع دوخته شده به زمین، یک دفاع قد بلند که تاتا در موردش گفته نمی‌تواند جلوی «خلاقیت‌هایش» را بگیرد و من در عجبم که کجایش چه خلاقیتی می‌تواند داشته باشد، غیر از آنجا که «میلان پیکه» را پدید آورد. این وسط، درد و بلای ماسچرانو است که باید به سر سه تای دیگر فرود آید و مهمتر از او، واکنش‌های عالی والدز در این سال ماه‌های آخرش. از اینیستا چیزی بیشتر از یک سایه نمانده و سسک، نمی‌دانم چرا این همه نوسان دارد. ما انگار واقعا همان یک مسی را داریم که به دادمان برسد.
۲- انگار که تیم نیمه‌های دوم شده‌ایم. آژاکس، به در و دیوار قوطی می‌زد که بیرون بیاید و فایده‌ای نداشت. تازه برتری نفری با آنها بود: ما سانچز را هم داشتیم. این موجود، باید معاون تیم ا.ن. (رییس سابق دولت) می‌شد، بس که سختکوش است و بی‌ثمر؛ بگذریم از این که مشکل اخلاقی و مالی ندارد و بسیاری از صفات کشدار هم به او نمی‌چسبد. نود دقیقه تمام می‌دوند و چند حماسه دروازه‌ خالی رقم می‌زند، توپ‌های سرگردان را می‌گیرد، بیهوده چند پا عوض می‌کند و بعد نیست و نابودشان می‌کند.
۳- فابرگاس، اصلا با ریتم بازی هماهنگ نشد. از سوی دیگر، بوسکتس این بار بیشتر از همیشه دیده شد. شاید تصورات من باشد، سسک و اینیستا در کل زیادی عقب نبودند؟ یا فراتر از این، بازی‌سازی واقعا دست هافبک نبود، یا من خیالاتی شده‌ام؟
۴- و اما عزیز دلمان، والدز. انگار هر روز بهتر می‌شود. دیگر حتی پنالتی‌ها را هم می‌گیرد. انبوهی از روحیه و شخصیت است، درون دروازه ما. جای خالیش به این زودی پر نمی‌شود. امیدواریم به چلسی نرود و زیر دست آن مردک. اصلا بیایید نه خود خوریم، نه کس دهیم: روی هم پول بگذاریم و بخریمش، در راه خدا آزادش کنیم برود به زندگیش برسد. اگر برای ما نمی‌خواهد بازی کند، اصلا بازی نکند.
۵- آژاکس، تیم کون به زمین گذاشته‌ای بود. یک مشت جوان خام. تیم، شک داشت بین دفاع اتوبوسی یا فشار به حمله و عقب راندن بارسا. نتیجه این شد که دفاع پرتعداد بود ولی هر آن امکان فروریختن داشت. فکر می‌کنم تیم چهارم گروه را شناخته باشیم و نه از روی قدرت بارسا، که از واپاشیدگی آژاکس.
۶- از اول فصل منتظر گلزنی پیکه بودم، با سر و روی ضربه کرنر. اصلا خیلی وقت است که دفاع‌های وسط اینطور گل نزده‌اند. آخرین بارهایش، مولایمان پویول (قدس‌الله انفاسه الزکیه) بود که کافی بود کرنر را در شعاع سه متری او فرود بیاورید تا گل بزند. بعد از آقا کارلس (عج) در به در شدیم، تا امشب که در نبود دفاع و دروازه‌بان به درد بخور، بالاخره پیکه توانست خودی نشان دهد.
۷- لیونل مسی. کاری که او آسان نشانش می‌دهد، پروژه‌ای است برای پدرو و سانچز. لئو دیگر حتی زحمت هم نمی‌کشد برای فکر کردن. می‌زند. یک لحظه. انگار همه چیز اطرافش آهسته اتفاق می‌افتد و او با سرعت عادی خودش حرکت می‌کند. اصلا تحقیق کرده بودند که گویا حرکت دنیا برایش آهسته است. چیزها را سریعتر از بقیه درک می‌کند و به همین دلیل هم سریع واکنش نشان می‌دهد و زود تصمیم می‌گیرد. گل سوم او، شرمساری بود برای آمستردام و شاید دلیلی برای ممنوعیت فروش بنگ در آینده، شاید که دفاعشان هشیار پا به زمین بگذارد.
۸- از بازی در کل چندان خوشمان نمی‌آید. راضی نیستیم از این بارسا. به فرض که نتیجه هم بگیریم، فاصله زیاد بازیکنان را دوست نداریم و سرعت بازی را. دیگر هیچ مثلثی نداریم، هیچ ترکیب ثابتی، هیچ حرکت هماهنگی. دیگر اینیستا و مسی همدیگر را با چشم بسته پیدا نمی‌کنند. چابی وقتی به آن دو اضافه می‌شود، آشوب درست می‌شود به جای جادو. دیگر متفاوت نیستیم، شاید کمی تکنیکی‌تر از بقیه باشیم.
این شیرو، دیگر شیروی ما نیست.
via Facebook