September 19, 2016 at 05:27PM

سپتامبر 19, 2016

via Facebook

دو روش جلوگیری از دسترسی فیس‌بوک به اطلاعات‌تان در واتس‌اپ | امنیت در فضای مجازی | DW.COM | 26.08.2016

اوت 27, 2016

اگر از WhatsApp استفاده می‌کنید، حتما این کار رو بکنید. ولی باید بدونید که تقریبا همه اطلاعاتتون، حتی چیزهایی که شما فکرش رو هم نمی‌کنید، همیشه داره جمع‌آوری و بررسی و استفاده می‌شه. تنها راهی که می‌تونید مطمئن باشید که هیچ اثری ازتون نیست اینه که هرگز وارد هیچ شبکه اجتماعی‌ای نشید، از هیچ سرویسی استفاده نکنید، از هیچ موتور جستجویی (جز داک‌داک‌گو مثلا) استفاده نکنید و خلاصه این‌که در اینترنت رو ببندید، که فکر نمی‌کنم دیگه ممکن باشه چون دارید الان این رو می‌خونید و دیگه خیلی دیره. ولی دقت کنید که دارید به کی و کجا داوطلبانه چه اطلاعاتی می‌دید. این ماجرا ربطی به تئوری‌های توطئه و بدبینی و این چیزها نداره و فقط ذات این فناوری و کاربردهاش اینجوریه.
via Facebook http://ift.tt/2bnNAlr

August 27, 2016 at 10:21AM

اوت 27, 2016

اگر از WhatsApp استفاده می‌کنید، حتما این کار رو بکنید. ولی باید بدونید که تقریبا همه اطلاعاتتون، حتی چیزهایی که شما فکرش رو هم نمی‌کنید، همیشه داره جمع‌آوری و بررسی و استفاده می‌شه. تنها راهی که می‌تونید مطمئن باشید که هیچ اثری ازتون نیست اینه که هرگز وارد هیچ شبکه اجتماعی‌ای نشید، از هیچ سرویسی استفاده نکنید، از هیچ موتور جستجویی (جز داک‌داک‌گو مثلا) استفاده نکنید و خلاصه این‌که در اینترنت رو ببندید، که فکر نمی‌کنم دیگه ممکن باشه چون دارید الان این رو می‌خونید و دیگه خیلی دیره. ولی دقت کنید که دارید به کی و کجا داوطلبانه چه اطلاعاتی می‌دید. این ماجرا ربطی به تئوری‌های توطئه و بدبینی و این چیزها نداره و فقط ذات این فناوری و کاربردهاش اینجوریه.
via Facebook

August 01, 2016 at 02:20PM

اوت 1, 2016

via Facebook

May 14, 2016 at 07:59PM

مه 14, 2016

۱- بارسا بالاخره خایه بر زمین‌کشان و اشک ریزان و تاج خار بر سر گریزان، قهرمان لالیگا شد. چیزی که سه ماه پیش سرنوشتی حتمی به چشم می‌آمد، تبدیل شد به امتیاز شماری در روز آخر. آن ابهت و شکوه و قدرت، جایش را به خفت داد و حقارت. بارسا از تک تک رقبای بزرگش شکست خورد، وقتی که نباید. بارسا، حماسه‌آی منتظر زاده شدن بود و تبدیل شد به فاجعه‌ای در شرف وقوع. بارسلونا، معماری گائودی بود که ناگهان به دست پیمانکاران سد گتوند افتاد. بارسا، در آستانه فتح دنیا بود، در آستانه گذر از دریچه جاودانگی، در آستانه نوشیدن از چشمه نامیرایی در تاریخ. بارسا، تبدیل شد به بدبختی آشکار. به تیمی بی‌چارچوب، به هرج و مرج آشکار، به نبرد انگیزه و خوف، به باخت پیش از شروع، به تیمی که روی زانوانش رد افتاده بس‌که به پا درآمده. بارسا، ققنوس بود. بارسا، معجزه ابراهیم بود که چهار پرنده ریزکوبیده و درهم آمیخته، دوباره به گرد هم آمدند. بارسلونا، نجات در لحظه آخر بود. بارسا، مسیح به پایین آمده از صلیب بود؛ با دست و پایی به آهن کوفته و به درد سوخته، ولی زنده. بارسا، جاودانه نبود. بارسا، به اندازه کافی زنده بود.
۲- لوییز سوارز. هیچ کسی جز او نمی‌تواند قهرمان امسال بارسلونا باشد. تنها کسی که هر بار ما را به مرز جنون رساند، ولی باز هم کاری کرد که ممنونش باشیم. تنها یار همیشه آماده و دونده و جنگنده بارسا، وقتی که قشون دیگر نای حرکت نداشت. عباس میرزا. کسی که از هیچ ناگهان همه چیز می‌آفرید و لحظه‌ای بعد همه را به بهت فرو می‌برد از خرابکاری‌اش. او بیشترین تعداد گل و پاس گل لالیگا را دارد. محشر است. از کمکی برای تیم، تبدیل شده است به آدم اصلی. محشر است!
۳- لیونل مسی. فکر کنم به اندازه کافی درباره‌اش شنیده‌ایم که امسال او بیشتر خودش را مشغول کرد به بازی‌سازی و فراهم کردن موقعیت گل برای دیگران. امروز او سایه‌ای بیش نبود و هفته‌هاست که چندان خوب نیست. حق دارد نباشد. هر کسی حق دارد. صبر می‌کنیم تا شاید سال دیگر دوباره آنی را ببینیم که می‌خواهیم. او به گردن همه ما حق دارد، نه تنها بارسلونا.
۴- نیمار. هر چه می‌خواهید درباره‌اش بگویید. پسرک مزخرف پر ادای لوسی که تنها به فکر مدل مویش است و تکروی و دریبل مربی حریف، به نظر ما از آیندگان فوتبال این تیم می‌تواند باشد. اعترافش برایمان سخت است، ولی فکر می‌کنیم که او به اندازه کافی خوب است برای این‌که جانشین مسی باشد. اقلا یک سال دیگر وقت بدهیم به او تا بزرگتر شود. باید آموزشش داد.
۵- آندرس اینیستا. امروز دوست داشتیم بپریم وسط زمین، تنها برای در آغوش کشیدن او. قرن‌ها خواهد گذشت تا مادر هرچه زیبایی و نابی، موجودی چون او بزاید. نمایش قهر طبیعت است و نیز لطفش و زیبایی‌اش و عظمتش و آراستگی‌اش و سکوت سهمگینش. لحظه‌ای قله است و ناگهان دریا. او، تنها زیبایی به جا مانده از بارسای پپ است.
۶- راکیتیچ باز هم ساکت و صامت بود. حالا به نظر می‌آید که او دیگر خودش را فدای تیم نمی‌کند، بلکه در روند بازی مورد نظر لوییز انریکه، کم کم محو می‌شود. تعادل به تیم می‌دهد و فضاها را می‌بندد، ولی اثر مستقیمی بر حرکت هجومی تیم ندارد.
۷- بوسکتس. حتی با نصف یک دست و یک پا، کسی مثل او نیست برای بارسا. همین.
۸- دنی آلوز، مدتهاست که تمام شده برای بارسا و هنوز هم نمی‌شود دست به او زد. دفاع راست را به نام خودش زده. با همه خرابکاری‌هایش، ناگهان لحظاتی هم دارد مثل گل دوم امروز، که وامی‌داردمان به تحسین او. منتظریم که بالاخره ویدال جایش را بگیرد.
۹- آلبا، مدتهاست که خسته است انگار. نه در دفاع چندان خوب است و نه در حمله مثل گذشته موثر. فکر می‌کنیم احتیاج دارد به استراحت. ببینیم فصل بعد چه می‌کند
۱۰- پیکه و ماسچرانو، حالا دیگر ستون‌های تیم شده‌اند. بسیار کم‌اشتباه و دقیق در دفاع، بسیار موثر در حمله.
۱۱- ترشتگن را باید بارسا نگه دارد. او هم جوان است و یاد می‌گیرد. از این به بعد، تنها و تنها بهتر می‌شود و بهتر. بازی با پای او را بیشتر دفاع‌های دنیا ندارند، چه برسد به دروازه‌بان‌ها.
۱۲- بارسا، نیاز به تغییر دارد. فکر نمی‌کنم فرمالن و متیو را سال آینده ببینیم. آلوز و سندرو رامیرز هم احتمالا رفتنی‌اند. دوگلاس انگار که هرگز نبوده است. اصلا یادتان می‌اید چنین بازیکنی؟ آدریانو هم به کلی از شکل و فرم خارج شده و به نظر نمی‌آید که بماند. تغییر خاصی در هافبک‌ها انتظار نداریم، جز آمدن یکی دو نفر. احتمالا دنیس سوارز می‌آید و شاید آلن هلیلوویچ. چیزی که دوست داریم ببینیم، همان است که زمان فن‌خال و رایکارد و پپ اتفاق افتاد: رساندن بازیکنان تیم دوم به حد تیم اصلی. منتظریم که نسل تازه‌ای از پروردگان لامزیا ببینیم، که انگار قرار نیست اتفاق بیفتد. ترجیح می‌دهیم یک سال بارسا به خودسازی مشغول باشد تا حساب‌های بانکی‌اش را خالی کند.
۱۳- اگر که آن هفته نکبت نبود، شاید ما الان به فکر فینال چمپیونز لیگ بودیم و نه در فکر بردن از سویا در جام حذفی. ولی بگذارید چیزی از تیم وحشتناک سیمئونه کم نکنیم. دو سال پیش، لعنت بود که نثار همین تیم می‌شود و حالا آنها رشد کرده‌اند و از کثافتکاری‌های پیشین کمی فاصله گرفته‌اند و فوتبالی‌تر شده‌اند. ساختاری بسیار هدفمند دارند و منسجم و هوشمندانه بازی می‌کنند. از بازی آنها خوشمان نمی‌آید، ولیکن به نظرمان شایسته احترامند و البته خوشحال می‌شویم اگر که از رئال ببرند. بسیار بیشتر از چشم‌سفیدهای پایتخت شایسته‌ قهرمانی اروپا هستند.
۱۴- وقتی به دنبال زیبایی باشی و تیم محبوبت تبدیل شود به یکی مانند دیگران، ترجیح می‌دهی وقتت را با فانتزی‌هایت سر کنی از آن‌چه می‌توانست باشد و نه با واقعیت قی شده بر زمین. شاید زمانی دوباره تیمی ما را چنان به هیجان آورد که بتوانیم برایش پا به زمین بکوبیم و موهایمان را بکشیم. تا آن وقت!
via Facebook

May 11, 2016 at 06:36PM

مه 11, 2016

via Facebook

Last Week Tonight with John Oliver: Scientific Studies (HBO)

مه 10, 2016

Man on TV: I think the way to live your life is to find the [scientific] study that _sounds best to you_ and you go with that.

John Oliver: NO! NO NO NO NO NO NO! In science, you don’t just get to cherry pick the parts that justify what you are going to do anyway. That’s religion, you’re thinking of religion.
via Facebook https://www.youtube.com/watch?v=0Rnq1NpHdmw

May 10, 2016 at 08:03AM

مه 10, 2016

Man on TV: I think the way to live your life is to find the [scientific] study that _sounds best to you_ and you go with that.

John Oliver: NO! NO NO NO NO NO NO! In science, you don’t just get to cherry pick the parts that justify what you are going to do anyway. That’s religion, you’re thinking of religion.
via Facebook

April 13, 2016 at 11:19PM

آوریل 13, 2016

۱- از صبح که چشم باز کرده‌ایم به این روز نکبت، با خودمان گفته‌ایم که نمی‌گذاریم اعصابمان را خراب کند باخت امشب بارسلونا. گفته‌ایم به خودمان حیف است سر نرون‌های بیچاره‌مان را رنده کنیم برای تیمی که دیگر آنی نیست که زمانی. از خودمان قول گرفته‌ایم و خط، که واقع‌بین باشیم و روند تیم را ببینیم، که یادمان نرود هرگز کسی نتوانسته دو فصل پیاپی قهرمان این لیگ سهمگین شود، که بارسا در وضعیت نزدیک به بحرانی است و شانس زیادی ندارد برابر دفاع وحشتناک آتلتیکو، که اوضاع عقب تیم‌مان گهی‌تر است از کون بیشتر نماینده‌های مجلس. باز هم نمی‌توانیم به خودمان مسلط باشیم. باز هم عصبانی هستیم از این اوضاع و فصلی که ممکن است بی‌جام تمام شود.
۲- بگذارید از آن ته شروع کنیم. از ترستگن. از آنی که به هزار امید آمد و ممکن است آخرین بازی‌اش را کرده باشد برای بارسا. دروازه‌بانی که انگار برای بارسلونا ساخته شده و نقش لیبرو/سوییپر، و هر از گاهی جاگیری‌هایی می‌کند که باید در کلاس‌های ویژه به دروازه‌بانان تازه‌کار تدریس شود تا یاد بگیرند چگونه می‌شود از لیگ قهرمانان حذف شد. برای ماندن در بارسا، نیاز دارد به یاد گرفتن زیاد.
۳- دنی آلوز. مدتهاست که تمام شده است و «پت‌پت رنجور شمعی در جوار مرگ»، آن‌گونه که اخوان می‌گوید. از هزار و صد سانتر اخیرش، دو تا منجر به موقعیت خطرناک یا گل شده. او سمت راست بارسا را یک‌تنه فلج کرده بود. هنوز هم کسی را به جایش نداریم. حالا شاید سرجی روبرتو را.
۴- پیکه و ماسچرانو، به اندازه کافی خوبند و بوده‌اند. هیچ کدام را نمی‌شود از تیم کنار گذاشت.
۵- آلبا. دوندگی مفرط و خستگی مطلق. آن که تلاش می‌کند تا بمیرد، ولی هرگز به هیچ جا نمی‌رسد. دیگر سر و پاهایش در یک فضا نیستند. اشتباه او، تیم را به کشتن داد. هیچ کس را به جایش نداریم.
۶- سرجیو بوسکتس. اصلا در دنیا کسی را به خوبی او نداریم. همه نیمه اول را اسیر دو بازیکن حریف بود و برایمان بسیار عجیب است که زودتر به وسط دفاع نرفت تا بتواند راحت‌تر بازی‌سازی کند و دو دفاع کناری را به میانه زمین بفرستد. شاید تنها سرجی روبرتو را به جایش داشته باشیم.
۷- راکیتیچ. کمرنگ‌ترین بازیکن بارسا تا قبل از دقیقه پنجاه. عملا ده دقیقه دیدیمش و بعد هم تعویض شد. فکر می‌کردیم که به جایش توران را داشته باشیم و سرجی روبرتو را، ولی بازی‌های قبلی نشان دادند که هنوز جای او را کسی نمی‌تواند بگیرد.
۸- اینیستا. دیگر واقعا کسی را به جای او نداریم. تنها منبع خیر تیم. چشمه‌ بی‌پایان. کورنوکوپیا. نعمت مطلق. تنها کسی که رقصید از میان بازیکنان حریف و رقصاندشان به دور خود. تنها به جا مانده از دورانی طلایی، که هنوز جادویش را از دست نداده. نمی‌دانیم چرا داور اخراجش نکرد، ولی می‌دانیم که اگر ما هم به جای داور بودیم، دلمان نمی‌آمد که بگذاریم او از زمین بیرون برود.
۹- نیمار. منبع احساسات متناقض. نمی‌دانیم امشب چه کرد، ولی انگار فکرش بیشتر پی فوتبال نبود و می‌خواست گودین و خوان‌فران را اخراج کند. می‌دانید که به جای او هم کسی را نداریم.
۱۰- سوارز. او نمی‌تواند نقشی کمتر از قهرمان داشته باشد. یا قهرمان تیمش است و یا قهرمان تیم حریف. امشب هر چه کرد، بیهوده بود و درست لحظاتی که می‌توانست بازی را تمام کند، خواب بود. مونیر به عنوان جانشین او، شوخی بزرگی است.
۱۱- و لیونل مسی. فاجعه‌ای که چند بازی پیش شروع شده بود، امشب به اوجش رسید و او حتی یک پاس کلیدی نداد و حتی یک شوت به چهار چوب نداشت. نزدیک دروازه حریف، چنان بی‌رنگ و بی‌رمق بود که انگار طلسمش کرده باشند. نمی‌دانیم چرا به گوش راست باز نمی‌گردانندش و چرا در آن همه تراکم میانه دفاع آتلتیکو، باز هم او را آن وسط گذاشته‌اند. دیوانه‌مان کرد امشب.
۱۲- توران و روبرتو که به زمین آمدند، چند دقیقه‌ای امیدوار شدیم. گفتیم شاید که شانس و اتفاق، دست به دست هم بدهند و مانند بازی رفت بتوانیم نتیجه بگیریم. شبمان نبود. مدتهاست که شبمان نیست. مدتهاست که داور با ماست و هنوز هم شبمان نیست.
۱۳- همان چیزی را که فکر می‌کردیم، به چشم دیدیم. تماشاچیان آتلتیکو، درس عبرت‌ باید باشند برای بارسلونا. فضای این استادیوم را باید تجربه کرد، نه کمپ‌نو را. آتلتیکو و سیمئونه، بسیار خوب از هر آن‌چه دارند بهره می‌برند و برد امشب هم کاملا حقشان بود. لشکر آبی‌رنگ پایان ناپذیر او، راه نفس‌کشیدن ما را هم بسته بودند، چه برسد به پاس‌هایمان را. این وسط، کوتاهی را باید از بارسا بدانیم با بازی ساکن و بی‌روحشان و استفاده نکردن از سمت راست هجده قدم حریف، که البته با بودن فیلیپه لوییز، چندان هم کار ساده‌ای نبود.
۱۴- حالا دیگر بارسا بهترین تیم دنیا نیست. نمایش تمام شده و جادوگران به خانه رفته‌اند. دیگر زیر هر شنلی و کلاهی، خرگوشی پنهان نیست. دیگر به یک اشاره «ایلوژنیستا» همه ستاره‌ها ردیف نمی‌شوند. دیگر «لا پولتا» و «ال پیستورلو» آتش‌بازی نمی‌کنند. هری هودینی، با دستهای بسته‌اش در صندوق قفل شده زیر آب گیر کرده و خفه شده است. همه ترفندهای دیوید کاپرفیلد رو شده‌اند و او حتی فکر ورود به دیوار چین را هم دیگر نمی‌کند. «صد درصد مسیح» پیشانی‌بند نایکی نیمار، زنده شدن دوباره مسیح را نوید نمی‌دهد. مسیح، مرده است. بسیار مرده است. نجاتی نیست.
via Facebook

April 09, 2016 at 10:20PM

آوریل 9, 2016

۱- بدی ماجرا این است که نیمه اول را ندیدیم، و خوبی ماجرا هم. در دو ماه پایانی فصل گذشته فکر می‌کردیم که بارسا همه چیز را در سلطه دارد. حالا از همان بازی لعنتی با ویارئال، داریم فکر می‌کنیم که فصل دارد از دست می‌رود. یحتمل لالیگا و چمپیونز لیگ را به آتلتیکو مادرید می‌بازیم و کوپا دل ری هم بخورد توی فرق سرمان.
۲- امشب را می‌توانیم بالاخره بگوییم که اگر باخت بارسا به کل تقصیر مسی نبوده باشد، اقلا بخش بزرگی‌اش به خاطر خاموش بودن اوست و جدایی کاملش از دنیا.
۳- خوب شد نیمه اول را ندیدیم. همین یک نیمه بس بود برای خراب شدن آخر هفته‌مان. گندش بزنند. در شش بازی گذشته از این استادیوم تنها یک امتیاز گرفته‌ایم و نفرین، ادامه دارد.
via Facebook